ميخ در مخ

روانشناسي - پزشكي - شعر - اطلاعات عمومی - و هزاران مطلب مورد استفاده ی شما ................

شارژر های عجیب

با کاربردهای شارژرهای تلفن همراه اشنایی دارید و حتما برای شما پیش آمده است که در نبود یک شارژر مناسب برای تلفن همراهتان با مشکل نیز روبرو شده باشید. این دستگاه ها هرچند بسیار کوچک هستند اما کاربرد زیادی دارند. بسیاری از شارژرها دارای شکل یکسان هستند اما طراحان در این عرصه نیز وارد شده اند و شارژرها عجیب تولید کرده اند.

درخت شارژ خورشیدی



یکی از جالب ترین شارژهایی که تا طراحی شده است درخت شارژرها نام دارد. این درخت 54 سلول خورشیدی دارد و می تواند هر نوع تلفن همراهی را شارژ کند. این تعداد سلول خورشیدی انرژی در خود ذخیره می کنند که می تواند چندین دستگاه را به طور همزمان به آن متصل کرد.

شارژر یو یو



یکی از طرح هایی که درچین ارائه شده است شارژرهای یو یو هستند. این شارژرها بسیار سرگرم کننده هستند و در نوع یک تفریح به حساب می آیند. تنها کافی است تا مقداری یو یو بازی کنید و سپس این انرژی ایجاد شده در سلول های درون آن جمع می شود و می توانید هر زمان که خواستید تلفن همراهتان را به آن متصل کنید تا شارز شود.

شارژر آمپلی فایر



یکی از جالب ترین طرح های شارژر که البته طراح آن مشخص نشده است آمپلی فایر شارژر است. این دستگاه اینگونه کار می کند که تنها کافی است تلفن را به آن متصل کنید و سپس شروع به گوش دادن به موسیقی کنید. لرزش های که این آمپلی فایر حین پخش موسیقی ایجاد می کند به پالس های الکتریکی تبدیل می شود و تلفن شما را شارژ می کند.

شارژر تستی



طراح چینی "هیوآن کو" چندی پیش شارژر جالبی را رونمایی کرد. او دستگاهی طراحی کرده است که به شکل تست کننده های نان کار می کند. تنها کافی است تا باتری را درون آن قرار دهید و سپس بعد از شارژ شدن خودش به مانند نان های گرم شده از دستگاه خارج می شود. این دستگاه به خاطر ایده عحیب اما جالبی که داشت با استقبال خوبی نیز از طرف مشتریان روبرو شد.

شارژر تلمبه ای



شرکت فناوری نارنجی از آمریکا چندی پیش شارژری را طراحی کرد که به عنوان یکی از طرح های برتر وسایل زیست سازگار شناخته می شود. تمام مکانیز این شارژر به یک تلمبه است. شما تلفن همراه خود را به این تلمبه وصل می کنید و با حرکت دادن اهرم آن پالس های الکتریکی ایجاد شده و تلفن همراهتان شارژ خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1391ساعت 13:21  توسط س.ا.د  | 

بسلامتی پدرها و مادرها

  آدما تا وقتی کوچیکن دوست دارن برای مادرشون هدیه بخرن اما پول ندارن.
وقتی بزرگتر میشن ، پول دارن اما وقت ندارن.
وقتی هم که پیر میشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!...
به سلامتی همه مادرای دنیا...
----------------------------
پدرم ، تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم میتوانند مرد
باشند !
--------------------
شرمنده می کند فرزند را ، دعای خیر مادر ، در کنج خانه ی سالمندان ...
--------------------
خورشید
هر روز
دیرتر از پدرم بیدار می شود
اما
زودتر از او به خانه بر می گردد !
--------------------
به سلامتیه مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاده بچه هاشون دادن
ولی تو پیری بچه هاشون خجالت میکشن ویلچرشونو هل بدن !!!
--------------------
سرم را نه ظلم می تواند خم کند ،
نه مرگ ،
نه ترس ،
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادرم ؛
--------------------
سلامتیه اون پسری که...
..
10سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت...
..
20سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت....
... ... ... ... ..
30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه...!!!
..
باباش گفت چرا گریه میکنی..؟
..
گفت: آخه اونوقتا دستت نمیلرزید...! :(
--------------------
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم
که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…
ولی پدر ...
... ... ... ...
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
بیایید قدردان باشیم ...
به سلامتی پدر و مادرها
--------------------
(( قند )) خون مادر بالاست .
دلش اما همیشه (( شور )) می زند برای ما ؛
اشک‌های مادر , مروارید شده است در صدف چشمانش ؛
دکترها اسمش را گذاشته‌اند آب مروارید!
حرف‌ها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد!
دستانش را نوازش می کنم ؛ داستانی دارد دستانش .
  --------------------
دست پر مهر مادر
تنها دستی ست،
که اگر کوتاه از دنیا هم باشد،
از تمام دستها بلند تر است...
  --------------------
پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!!
پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو؟
پسر میگه : من..!!
... ... ...
پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو؟؟!!
پسر میگه : بازم من شیرم...
پدر عصبی مشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو!!؟؟
پسر میگه : بابا تو شیری...!!
پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟؟
پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما
حالا...
به سلامتی هرچی پدره
--------------------
مادر
تنها کسیست که میتوان "دوستت دارم"‌هایش رااا باور کرد
حتی اگر نگوید...
--------------------
سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه
اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش!
--------------------
مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! مادر یعنی به تعداد همه
روزهای آینده تو ،دلواپسی! مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو،
بیداری ! مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک
شد! مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود!
مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....
--------------------
پدرم هر وقت میگفت "درست میشود"...
تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!
--------------------
مردان پیامبر شدند؛
و زنان مادر؛
قداست پیامبران را توانسته‌اند به زیر سوال ببرند؛
ولی قداست مادران را هرگز..!
--------------------
آدم پیر می شود وقتی مادرش را صـــــــــــــــــــــــــــــدا میزند اما
جوابی نمیشنود.........
ممماااااااااااادددددددررررررر..............
--------------------
تو 10 سالگی : " مامان ، بابا عاشقتونم"
تو 15 سالگی : " ولم کنین "
تو 20 سالگی : " مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم"
... ... ...
تو 25 سالگی : " باید از این خونه بزنم بیرون"
تو 30 سالگی : " حق با شما بود"
تو 35 سالگی : "میخوام برم خونه پدر و مادرم "
تو 40 سالگی : " نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!"
تو  هفتاد سالگی : " من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا
باشن ...!
بیاید ازهمین حالا قدر پدرو مادرامونو بدونیم...
از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست ...
--------------------
بهشت از آن مادران است در حالی که به جز پرستاری و نگهداری از فرزندان ، هیچ
حق دیگری نسبت به آتها ندارند و برای بیشتر چیزها اجازه ی بابا لازم است !!!!!
--------------------
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر
شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده ! وقتی
بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه... و
وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری
--------------------
اگر 4 تکه نان  خیلی خوشمزه وجود داشته باشد و شما 5 نفر باشید
کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید (( مادر )) است

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 23:42  توسط س.ا.د  | 

نامه اي شگفت انگيز

داستان کوتاهی که پیش روی شماست یک قصه جادویی است که حتما باید دو بار خوانده شود! به شما اطمینان میدهم هیچ خواننده ای نمیتواند با یک بار خواندن آن را رها کند! این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری میرود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور میشود نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل …
جولیای عزیزم سلام …
بهترین آرزوها را برایت دارم همسر همربانم. همانطور که پیش بینی
می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها
می شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو
را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرتی
حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان
خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها
که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند
محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که
قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند
نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم
“روبرتو”‌ که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته
و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند
تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات
مرا از تو دریافت کند وبه من برساند . با او همکاری کن تا جعبه
مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را
از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را
خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن, در رم مرا خواهد کشت
پس درنگ نکن . بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز‍
موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند.
آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش
مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم.

نامه را خواندید؟اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید :
پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود
که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را بخواند. ! “یک خط در میان”
حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید تا به اصل ماجرا پی ببرید!

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 8:49  توسط س.ا.د  | 

بالاخره بعد از مدت ها تحقیق علت درس نخوندن دانش آموزان و دانشجویان کشف شد !!!

VML & Office 2000

۱ ) در سال ۵۲ جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب ۳۱۳ روز باقی میماند.
۲ ) حداقل ۵۰ روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است.بنابراین ۲۶۳ روز دیگر باقی میماند.
۳ ) در هر روز ۸ ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا” ۱۲۲ روز میشود. بنابراین ۱۴۱ روز باقی میماند.
۴ ) اما سلامتی جسم و روح روزانه ۱ ساعت تفریح را می طلبد که جمعا” ۱۵ روز میشود. پس ۱۲۶ در روز باقی میماند.
۵ ) طبیعتا” ۲ ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل ۳۰ روز می شود. پس ۹۶ روز باقی میماند.
۶ ) ۱ ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چرا که انسان موجودی اجتماعی است.این خود ۱۵ روز است. پس ۸۱ روز باقی میماند.
۷ ) روزهای امتحان ۳۵ روز از سال را به خوداختصاص میدهند. پس ۴۶ روز باقی میماند.
۸ ) تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم ۳۰ روز در سال هستند. پس ۱۶ روز باقی میماند.
۹ ) در سال شما ۱۰ روز را به بازی می گذرانید. پس ۶ روز باقی میماند.
۱۰ ) در سال حداقل ۳ روز به بیماری طی میشود و ۳ روز دیگر باقی است.
۱۱ ) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم ۲ روز را در بر میگیرند. پس ۱ روز باقی میماند.
۱۲ ) ۱روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 15:54  توسط س.ا.د  | 

ورزشهاي لاغر كننده

1-کیک‌بوکسینگ: ۸۰۰ کالری در هر ساعت
کیک‌بوکسینگ ورزشی بسیار عالی است که روی کل بدن کار می‌کند چون باید از همه گروه‌های عضلانی اصلی بدن استفاده کنید و تمرینات اینتروال را هم شامل می‌شود. ضربان قلب شما چندین بار درطول جلسه تمرین بالا رفته و ثابت می‌شود که برای کم کردن وزن بسیار عالی است.

۲- دوچرخه‌سواری یا اسپینینگ: ۷۰۰ کالری در هر ساعت
با شرکت در کلاس‌های اسپینینگ یا دوچرخه سواری در هوای آزاد تا ۷۰۰ کالری در ساعت بسوزانید. فقط باید دقت کنید که در ساعت ۲۲ تا ۲۵ کیلومتر راه بروید تا ۷۰۰ کالری را کامل بسوزانید.

۳ - زومبا: ۵۰۰ کالری یا بیشتر در هر ساعت
چه کسی فکر می‌کرد که با یک ساعت رقصیدن بتواند همچنین نتیجه‌ای بگیرد؟ این نوع رقص لاتین که از اصول و قواعد اینتروال و تمرینات استقامتی بهره می‌گیرد، متابولیسم شما را تاحد قابل‌توجهی بالا میبرد. اما در این مورد هم مثل هر برنامه تناسب‌اندام دیگر، مقدار کالری مصرف شده، برحسب سن، جنسیت، وزن، سطح تناسب‌اندام کنونی، و شدت تمرین در افراد مختلف متفاوت است. بااینحال مفرح بودن این تمرین همراه با فواید زیادی که برای کاهش وزن دارد آنرا به یکی از محبوب‌ترین ورزش‌ها تبدیل کرده است.

۴- طناب زدن: ۷۸۰ کالری در هر ساعت
فقط ۱۰ دقیقه زمان دارید؟ با این وقت کم هم می‌توانید کالری‌سوزی کنید. این فعالیت که باعث می‌شود در هر ۱۰ دقیقه ۱۳۰ کالری بسوزانید، برای لاغری بسیار موثر است. برای سوزاندن همین میزان کالری باید با سرعت ۸ دقیقه در مایل بدوید. به همین دلیل طناب زدن روش بسیار خوبی برای شروع یک برنامه وزشی برای تناسب‌اندام برای آندسته از افرادی است که استقامت لازم برای حفظ سرعت بالا در دویدن به مدت طولانی را ندارند. ماهیت این فعالیت به طریقی است که علاوه بر کالری سوزی بر توده استخوانی خود افزوده و سلامت استخوان‌هایتان را هم بالا می‌برید.

۵- استپ ایروبیک: ۶۰۰ کالری در هر ساعت
کلاس‌های استپ ایروبیک کلاس‌هایی بسیار قوی و پرتاثیر است که به کالری‌سوزی و لاغری کمک شایانی می‌کند. تعداد کالری‌هایی که می‌سوزانید به مقدار بلندی استپ هم بستگی دارد اما یک استپ ۱۵ سانتی‌متری کمک می‌کند تا ۶۰۰ کالری در یک ساعت بسوزانید.

۶- دو: ۶۵۰ کالری در هر ساعت
یک فرد ۶۵ کیلوگرمی یا سرعت ۱۰ دقیقه در مایل برای یک ساعت تا ۶۵۰ کالری می سوزاند. اما اگر تازه‌کار باشید، دویدن پشت‌سرهم برای یک ساعت کاری بسیار دشوار است. می‌توانید با استفاده از اینتروال‌هایی از راه رفتن در فواصل دویدن‌ها کم‌کم قدرت قلبی-عروقی خود را بالا ببرید. بعنوان مثال، سه دقیقه بدوید، یک دقیقه راه بروید. اینکار استقامت شما را افزایش داده، زمان ریکاوری ضربان قلبتان را کاهش داده و چربی سوزی می‌کند

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 13:53  توسط س.ا.د  | 

خبر اصلی ترور سلمان رشدی

تکذیب خبر ترور سلمان رشدی و حقیقت خبر

داستان از این قرار هست که سلمان رشدی ملعون همچنان زنده است و شخصی که خبر ترور آن اعلام شده (رافق تقی) نام دارد که لقب سلمان رشدی جمهوری آذربایجان را داشته است.

این شخص بدلیل اهانت هایی که مدتهاست به پیامبر اکرم(ص) روا داشته بود مورد نفرت مردم آذربایجان بوده است و در آذربایجان بعنوان سلمان رشدی معروف شده است.وی چند روز پیش هنگام پیاده شدن از اتوبوس توسط یکی از مسلمانان ترور و به درک واصل می شود.

لذا خبر ترور سلمان رشدی اصلی تکذیب می شود.

ولی انشا الله بزودی خبر ترور این ملعون قرن معاصر نیز اعلام شود.

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 0:22  توسط س.ا.د  | 

سلمان رشدی

بسمه الله الرحمن الرحیم

مختصری در مورد ملعون سلمان رشدی

در آستانه پیروزی انقلاب کشورمان و در آستانه روزهایی که پر از شور و هیجان سرنگونی رژیم نوکر مآب شاه و دورانیکه با هماهنگی شگفت آور میلیونها ایرانی و رهبری چون امام خمینی حکومتی ساقط شد که از طرف غرب و بویژه آمریکا هر گونه جنایتی که مانع از شکل گیری انقلاب کشورمان باشد بر علیه مردم رنجدیده و توهین شده کشورمان صورت میگرفت .


 

در آن روزها کافی بود امام خمینی سخنی ایراد کنند و از مردم خواسته ای داشته باشند و این خیل عظیم زن و مرد بودند که جان بر کف نظرات و خواسته های امام را به اجرا در میاوردند .


 

مگر نه اینکه نظر و دستور رهبر دینی در آیین اسلام و در مذهب شیعه نجات بخش برای هر جامعه ایست اما چرا حکم رهبری چون امام خمینی باید بیست سال بر زمین بماند و عواقبی را دچار ملتهای مسلمان کند مانند توهینهای گسترده و تسلسل وار رسانه ها ی غرب علیه آیین اسلام .


 

این حکم امام است که 20 سال بدلیل غفلت و کوتاهی ما بر زمین ماند و خفتهایی را نصیب ما کرد همچون ساخت فیلمهای توهین آمیز به اسلام و کاریکاتورهای اهانت آمیز تسلسل وار :


 

"


« بسمه تعالی"
انا لله و انا الیه راجعون
به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‌رسانم مؤلف کتاب «آیات شطانی‌» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می‌باشند. از مسلمانان غیور می‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعا آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس که در این راه کشته شود، شهید است ان شاء الله. ضمناَ اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته
روح الله الموسوی الخمینی
"29 بهمن 1367/ 11 رجب 1409 "»

                                اما این جناب ملعون سلمان رشدی که بود ؟ 


مادر هرزه و مسلمان آزار


 «وانیتا» دختری بود از اهالی هندوستان.کارش همنوایی با نوازندگان موسیقی و رقص و پایکوبی برای تماشاچیان بود.کاردیگروانیتا علاوه برمطربی اهانت به مسلمانان نیز بود.


 وانیتا بابت هتاکی و ازار و اذیت مسلمانان از فرماندار شهر بمبئی پول می گرفت.زمانی که هندوستان مستعمره ی انگلستان بود"لرد ویلیام " فرماندار شهر بود.او با دیدن وانیتاعاشقش شده و او را دعوت به کاخ خود کرد.وانیتا سوار بر کالسکه وارد قصر شد و دیگر بیرون نیامد.


 بعد از مدتی لرد را به انگلستان فرا خواندند واو به خاطر اینکه پدر همسرش مرد با نفوذی بود نمی توانست وانیتا را با خودش ببرد. وانیتا در هندوستان ماند و زمانی که در بیمارستان فرزند خود را به دنیا اورد مرد.


 یکی از دوستان وانیتا بچه رادرمسجدمسلمانان رها کرد.مردی به نام "صفدر"به قصد اینکه این کودک را مسلمان بار بیاورد او را به خانه برد و بزرگ کرد.او نام کودک را "سلمان" گذاشت.


 شرارت دوران نوجوانی


 سلمان پسری سیزده ساله بود.پدر خوانده اش به خاطر شرارت های او سیزده باراز سوی پلیس احضار شد.در همین ایام همسر لرد ویلیام درگذشت و چون او فرزندی نداشت لرد به یاد فرزند وانیتا افتاد.سلمان بعد از اینکه فهمید پسر یک انگلیسی است خوشحال شد و به انگلستان رفت.


 جوانی و همجنس بازی


 او در پانسیون" مادام روزا" درس می خواند .در انجا باپسری به نام "عمر" از مصر اشنا شد.سلمان و عمر به اندازه ای به هم علاقه مند شدند که تصمیم گرفتند با هم ازدواج کنند،ولی هیچ راهی برای این کار در هیچ یک از ادیان وایین ها پیدا نکردند.مادام روزا وقتی فهمید به پدر عمر اطلاع داد. پدر عمر که یک ژنرال مصری بود بعد شنیدن این مطلب عمر را به مصر برد و او هم خودسوزی کرد.سلمان که به خاطرمرگ عمربسیار ناراحت شده بود تصمیم گرفت به همه ی ادیان و مذاهب و عقاید دهن کجی کند.


 نخستین کتاب او"گریموس"بود.او در این کتاب به نوعی به عقاید مردم هندوستان هتاکی کرده بود.او در در سن 27 سالگی با یک دختر انگلیسی ازدواج کرد و بعد از 11 سال از او جدا شد. کتاب دیگرش رابه نام"بچه های نیمه شب" برای زیر سوال بردن مبارزات استقلال طلبانه ی مردم هند نوشت.


 رمان "شرم" او کتابی است که نهضت و فرهنگ اسلامی و بومی این منطقه را مورد حمله قرارداده است.


 کتاب چهارم او"یوزپلنگ" نام داشت که بازدوبندسیاسی وتقابل با اعتقاد های مردم نیکاراگوئه نگاشته شد.


 در نهایت سلمان در سن 41سالگی کتاب "ایات شیطانی" را نوشت.رشدی در این کتاب مدعی شد که وحی الهی بر حضرت محمد(صلی الله علیه واله) حقیقت نداشته وپیامبربه جعل ان پرداخته است.او در این کتاب حضرت جبرائیل و اصحاب با وفای پیامبر(صلی الله علیه واله) و حقیقت نبوت را نیز مورد استهزا وتوهین قرارمی دهد.


 رشدی برای حق التالیف این کتاب 580 هزار پوند دریافت کرد.


  نوشتار شیطانی از قبل برنامه ریزی شده


 پیش از نگارش این کتاب جلسه ای با حضور سلمان رشدی برگزار شد.تصمیم گرفته بودند تا حرکتی بر ضد باورهای اسلامی انجام دهند ومی گفتند:"دیگر زمانی نیست که با لشکر کشی،مرزها را درنوردید باید اکنون با قلم به مبارزه رفت.ناپلئون اگر قلم داشت ،شمشیر به کار نمی برد."


 صهیونیسم عامل اصلی انتشار کتاب شیطان


 روزنامه ی "ساندی تایمز" که در مالکیت یهودی و صهیونیست معروف، "رابرت مردوخ" است،درباره ی ان نوشت:"قطعه ی هنری بسیار زیبایی است که در قالب رمان نوشته شده و بیش از هر کار دیگری در این روزها ایده ال تلقی می شود."


 حمایت گسترده ی تبلیغاتی ومالی صهیونیسم از رشدی، نکته ی قابل تاملی است که پرده از اهداف و مقاصد او برمی دارد. دولت صهیونیست امادگی خود را برای اعطای پناهندگی به سلمان رشدی اعلام کرده و خواهان انتشار کتاب او به تمام زبانها است.


+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 0:15  توسط س.ا.د  | 

مردي كه در خواب نقاشي ميكند

ودی سنترال، مرد ۳۷ ساله انگلیسی پس از خوابیدن شروع به نقاشی کشیدن می کند و تا زمانی که ازخواب بیدار می شود به کار خود ادامه می دهد.

لی هادوین ۳۷ ساله از زمانی که چهار سال داشته شب ها در خواب راه می رفته و کارهای بسیاری را در خواب انجام داده است.
مادر این مردانگلیسی از این کار پسرش بسیار ناراحت بوده اما پس از گذشت چند سال به کارهای وی عادت کرد.
هادوین تاکنون بیش از ۲۰۰ نقاشی شاهکار در خواب کشیده است، وی هنگامی که قصد دارد به رخت خواب برود وسایل نقاشی و کتاب هایش را همراه خود به تخت می برد
+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1390ساعت 10:15  توسط س.ا.د  | 

اولين قانون بازنشستگي در جهان

 

کوروش بزرگ و باربد ( اولین قانون بازنشستگی در ایران و جهان)

 

کمبوجیه و بردیا دوقلوهای کورش بزرگ بر اثر شیطنتهای بچگانه در بازی با دوستانشان زخم برداشته بودند و ناله می کردند. خیلی زود باربد ، پزشک کهنه کار و کهنسال پاسارگاد بالای سر بچه ها حاضر شد و زخم هر دو را بست. حال و روز بردیا بهتر بود اما کمبوجیه احتیاج به جراح داشت. باربد این پا و آن پا می کرد و اقدامی انجام نمی داد عرق بر پیشانی داشت و با رنگ پریده کناری ایستاده بود. هیچ کس حرفی نمی زد همه تعجب کرده بودند. کاساندان همسر کورش که پزشک را در کار خود مردد دید شتابان نزد کورش رفت و از باربد شکایت کرد. کوروش بزرگ که کاهلی را در کار باربد باور نداشت خیلی زود خود را بالای سر بچه ها رساند.

بردیا آرام گرفته به خواب رفته بود اما کمبوجیه ناله می کرد و از درد به خود می پیچید همه نگران او بودند. قلب کورش بزرگ فشرده شد به سمت باربد رفت دست بر شانه اش گذاشت و گفت:  

- دوست من نمی خواهی پسرم را مداوا کنی! نکند نمی شود.....

باربد نگذاشت سخن کورش پایان یابد چاره ای نداشت باید حرف می زد به گریه افتاد زانو زدو گفت:

- پادشاها نمی توانم اگر دست به کارد تیز ببرم جان شاهزاده به خطر می افتد نگاه کنید دستان من می لرزد. خواهش می کنم هر چه زودتر پزشک دیگری خبر کنید.

کورش خیلی زود دستور آمدن پزشک دیگری را دادو از باربد خواست روز بعد به دیدارش برود کار درمان کمبوجیه پایان یافت و حالش رو به بهبودی رفت.

فردای آن روز باربد پزشک با دلشوره و ناراحتی به دربار رفت خجالت می کشید با کورش روبرو شود. او سالها پزشک مخصوص شاه بود و مورد مهر او قرار داشت اما حالا که نیازمند دانشش بودند نتوانسته بود برای شاهزاده کاری انجام دهد. از دربان اجازه ملاقات گرفت و چند لحظه بعد نزد کورش رفت. شاه ایران بادی دن او از جا بلند شد و چون همیشه با لب خندان به پیشبازش رفت. دستش را گرفت روی تخت کنار خود نشاند و گفت:

- خدا را سپاس حال بچه ها رو به بهبودی است دیروز نگرانی من آنها بودند و امروز تو دوست من. گفتی دستانت می لرزد چرا؟

- شاها نشانه های پیری است. چند هفته ای می شود که نمی توانم مثل گذشته کار کنم زود خسته می شوم و دستانم بی حس می شود. دو سه روز است که دستانم می لرزد می ترسم کارد در دست بگیرم و بیماران را جراحی کنم.

- چرا تا کنون حرفی نزدی؟

- می ترسیدم کارم را از دست بدهم. کورش بزرگ شما به مهربانی و انسان دوستی معروفید به خدا سوگندتان می دهم نگذارید بیکار شوم.

- خداوند همه را یاری می کند دوست من نگران نباش ولی مشکل اینجاست که اگر دستت بلرزد جان بیماران به خطر می افتد.

- اگر کارم را از من بگیرید جان نوه هایم به خطر می افتد.

- چگونه

- شاها خداوند به من دو پسر داد که هر دو در جنگ با دشمنان ایران کشته شدند. از آن دو پنج نوه دارم که جز خانه من سرپناهی ندارند. خرج خوراکشان با من است اگر کار نکنم از گرسنگی خواهند مرد. هیچ کدام از دهسال بیشتر ندارند. شاها اگر مردم بفهمند دست من هنگام جراحی می لرزد....

باربد نتوانست حرف بزند و به گریه افتاد. کورش دلگیر و ناراحت سرش را پائین انداخت انگار خجالت می کشید نمی دانست در برابر پیر سپید مویی که سالها عمرش را پای مداوا کردن هموطنانش گذاشته و تنها فرزندانش را برای ایران فدا کرده چه بگوید. پزشک پیر شده بود و ناتوان ولی باید کار می کرد و شکم نوه های کوچکش را سیر می کرد. کورش از جا بلند شد و قدم زد.

 مسئله پیچیده ای بود ولی باید به گونه ای آن را حل می کرد. چند روزی طول کشید تا تصمیم آخر را گرفت جلسه ای تشکیل داد و با بزرگان ایران سخن گفت و آنچه را می خواست انجام دهد بیان کرد همه از تصمیم شاه خرسند شدند.

کورش باربد را احضار کرد و به او خبر داد برای حفظ جان مردم دیگر نباید به کار پزشکی ادامه دهد. ناراحتی باربد چند لحظه بیشتر طول نکشید تصمیم کورش نور امید در دل او پاشید. شاه گفت:

- تصمیم گرفتیم نه تنها در پزشکی بلکه در همه شغلها وقتی افراد به سنی رسیدند که حس کردند کارایی ندارند آن را رها کنند و به ما خبر دهند. به ازای سالهایی که به ایران و مردم خدمت کرده اند پول دریافت می کنند و این کمک ما تا پایان عمر آنها و تا زمانی که زن و فرزندشان قادر نیستند برای خود درآمدی داشته باشند ادامه پیدا می کند.

خوشحالی باربد زمانی بیشتر شد که کورش گفت:

- علاوه بر حقوقی که برای خدمت چندین ساله ات می گیری جوانانی را در اختیارت می گذاریم که به پزشکی علاقه دارند دانشت را به آنها بیاموز.  

و اینگونه کورش بزرگ قانون بازنشستگی را برای نخستین بار در ایران زمین به اجرا در آورد.  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 10:23  توسط س.ا.د  | 

شجاعت یعنی چه ؟

لطیفه های مدیریتی

در یکی از دبیرستان ها هنگام برگزاری امتحانات سال ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که ”شجاعت یعنی چه؟”

محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود : ”شجاعت یعنی این”

و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود !

اما برگه ی آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفید او نمره ۲۰ دادند .

فکر میکنید اون دانش آموز چه کسی می تونست باشه؟ دکتر علی شریعتی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 11:1  توسط س.ا.د  | 

دانستنیهای جالب

 
آیا میدانید: هر قاره ای، شهری به نام «رم» دارد.

آیا میدانید: که حلزون می تواند سه سال بخوابد

آیا میدانید: دلفین ها با یک چشم باز می خوابند

آیا میدانید: ناراحتی های پا در زنان ۴ برابر مردان است

آیا میدانید:کوسه ها از بیماری سرطان در امان هستند

آیا میدانید: هیچ گورخری، خط های مشابه دیگری ندارد

آیا میدانید: چهار پنجم جانوران رو حشره ها تشکیل داده اند

آیا میدانید: تنها در یک پرواز، زنبور عسل به ۷۵ گل سر می زند

آیا میدانید: چشم انسان معادل یک دوربین ۱۳۵ مگاپیکسل است

آیا میدانید: ژاپن، پرمصرف ترین کشور جهان در زمینه انرژی است

آیا میدانید: در ساخت دیوار بزرگ چین، آرد برنج به کار رفته است

آیا میدانید: توماس ادیسون، مخترع لامپ از تاریکی وحشت داشت

آیا میدانید: یک کودک ۴ ساله روزانه بیش از ۴۰۰ سوال می پرسد

آیا میدانید: شیرها تا سن ۲ سالگی قادر به غرش کردن نمی باشند

آیا میدانید: در هر یک گرم خاک، حدود ۱۰ میلیون باکتری زندگی می کند

آیا میدانید: استرس باعث می شود، مرغ ها پرهای خود را از دست بدهند

آیا میدانید: تعداد مرغ ها در سراسر جهان تقریبا با جمعیت انسان مساوی است

آیا میدانید: به طور متوسط، هر فردی ۵ سال از عمر خودش را صرف خوردن می کند

آیا میدانید: سرعت خواندن از صفحه رایانه نسبت به کاغذ معمولی ۲۵ درصد کندتر است

آیا میدانید: بازیافت تنها یک بطری شیشه ای، مقدار انرژی موردنیاز یک لامپ ۱۰۰ واتی به مدت ۴ ساعت را تامین می کند

آیا میدانید: پرنده فلامینگو قادر است با سرعتی حدود ۵۵ کیلومتر در ساعت پرواز کند. این پرنده در یک شب حدود ۶۰۰ کیلومتر مسافت را طی می کند
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 3:35  توسط س.ا.د  | 

حركت مجري خبري روسيه

کی از مجری های زن تلویزیون روسیه، هنگام آوردن نام رئیس جمهور آمریکا با دست خود یک حرکت غیر اخلاقی نشان داد.

«تاتیانا لیمانوا» مجری زن تلویزیون رسمی روسیه هنگام خواندن اخبار، وقتی به نام «باراک اوباما» رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا رسید، با دست خود حرکتی ناشایست و غیر اخلاقی نشان داد.

Persianv.com At site

گفته می شود در پی این اقدام مسئولان این شبکه با هدف جلوگیری از تیره تر شدن روابط مسکو – واشنگتن، این مجری خبری را فورا اخراج کردند.

«تاتیانا لیمانوا» پس از اخراج شدن در گفت و گو با یکی دیگر از رسانه های روسی گفت: منظور من از این حرکت، توهین به اوباما نبود بلکه همکارانم در پشت صحنه در آن لحظه در حال اذیت کردن من بودند و تلاش می کردند مرا بخندانند از همین رو بنده خواستم پاسخ آنان را داده باشم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 10:30  توسط س.ا.د  | 

آشنایی با برخی واژه های ایرانی

VML & Office 2000



محتویات این مطلب جهت آشنایی افراد غیر ایرانی با کلمات و واژه های ایرانی بوده و فاقد هرگونه ارزش دیگری‌ست! باید عرض کنیم که ممکن است برخی لغات دارای شکل املایی یکسان در ایران قدیم بوده اما خب ورژن جدیدش دیگه معنی سابق رو نمی‌ده !


عذرخواهی: در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می‌شود.

بیمه‌ عمر: قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود.

شناسنامه یا کارت ملی: دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.

سریال: فیلمی‌ست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد.

تلفن همراه: وسیله‌ای سه‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است.

ایرانسل: خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا.

گرانی: کلمه‌یی است زاده‌ی توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است!

آثار باستانی: خرابه‌هایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفته‌اند.

خودپرداز: دستگاهی‌ست که همیشه‌ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 99.99 درصد خراب است.

اداره: محلی که شما بعد از تنش‌ها و جدل‌های منزل در آنجا استراحت می‌کنید.

مجرم: فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته‌اند او را دستگیر کنند.

گارانتی: یک اسم زیبا و خوش تلفظ است ولی در عمل مکافاتی بیش نیست.

تحقیق: کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی.

مترو: سونای بخار متحرک!

شب امتحان: حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربی‌گری مایلی‌کهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند.

بزرگراه: نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت‌ترین فحش‌های باناموسی و بدون آن!

رئیس: فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است.

شهرداری: داشتن صدها پروژه‌های نیمه‌تمام و نصب تابلوهای روزشماری جهت افتتاح.

از پذیرفتن خانم‌های بد حجاب معذوریم: تابلویی که در همه‌جا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیه‌ی مردم.

سطل آشغال: وسیله‌یی‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها.

مدرک تحصیلی: کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می‌کند و بدون پارتی در هیچ کجا به درد نمیخورد "مگر هنگام ا ز د و ا ج"

حراج: اصطلاحی‌ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند.

و غیره (و ...): نشانه‌ای برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه تصور می‌کنید، می‌دانید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 10:25  توسط س.ا.د  | 

دیکتاتورهایی که قبرشان جنجال آفرید

پس از ماه‌ها جنگ داخلی، "معمر قذافی"، رهبر پیشین حکومت لیبی سه‌شنبه مخفیانه و در محلی نامعلوم در بیابان‌ به خاک سپرده شد. بسیاری نگران تبدیل شدن مقبره وی به میعادگاه طرفداران دیکتاتور جنجالی لیبی هستند.

 پیش از این نیز پس از مرگ "اسامه بن‌لادن"، رهبر سازمان تروریستی القاعده مقام‌های آمریکایی نسبت به زیارتگاه شدن مقبره اسامه ابراز نگرانی کرده و هشدار داده بودند، هشدارهایی که سرانجام باعث شد تا جسد رهبر یکی از مخوف‌ترین سازمان‌های تروریستی جهان به دریا افکنده شود.

مرژانو - دیکتاتورهایی که قبرشان جنجال آفرید/ عکس

 با نگاهی به این نگرانی‌ها و هشدارها، این پرسش مطرح می‌شود که آیا براستی مقبره رهبران جنجالی به زیارتگاه حامیان آن‌ها بدل می‌شود؟ و پاسخ این است: "هم بله و هم خیر".

به همین بهانه، فارین‌پالیسی نگاهی به روزهای پس از مرگ برخی رهبران جنجالی جهان از آدولف هیتلر تا صدام انداخته که در زیر به آن اشاره می‌شود.

مرژانو - دیکتاتورهایی که قبرشان جنجال آفرید/ عکس

رهبر پیشین عراق در سال 2003 میلادی و در شرایطی که در گودالی پنهان شده بود، یافت شد؛ سه سال پیش در یک مرکز نظامی در نزدیکی بغداد به اتهام جنایت علیه بشریت اعدام شد. رهبران جدید در ابتدا قصد داشتند که جسد صدام را همچون قذافی در محلی مخفی دفن کنند اما سرانجام رضایت دادند که وی در محل زادگاه خود در نزدیکی تکریت به خاک سپرده شود.

 گرچه کسانی که روزانه برای دیدار از مقبره صدام به این مکان می‌آیند انگشت‌شمار هستند اما حضور تعداد قابل‌توجهی از حامیان دیکتاتور پیشین به‌ویژه در روز تولد وی از جمله دانش‌‍‌آموزان مدارس، رهبران عراقی را برآن داشت تا بازدیدهای سازمان‌یافته از این محل را ممنوع اعلام کنند. 

مرژانو - دیکتاتورهایی که قبرشان جنجال آفرید/ عکس


"آگوستو پینوشه"، دیکتاتور پیشین شیلی که به‌دلیل مشکلات حاد جسمانی از دادگاهی شدن گریخت در سال 2006 میلادی در شرایطی که در بازداشت خانگی به سر می‌برد به‌دلیل حمله قلبی درگذشت.

 دولت شیلی از برگزاری مراسم رسمی خاکسپاری برای وی خودداری کرد و "میشله باتلت"، رئیس‌جمهوری این کشور که پدرش از جمله قربانیان جنایت‌های پینوشه بود از حضور در مراسم خاکسپاری خودداری کرد. در این تصویر عزاداران به پینوشه ادای احترام می‌کنند.

مرژانو - دیکتاتورهایی که قبرشان جنجال آفرید/ عکس

 "اسلوبودان میلوسویچ"، رهبر ملی‌گرای صرب در دادگاه بین‌المللی به نسل‌کشی، ارتکاب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت محکوم شد و در سلول خود به ‌دلیل حمله قلبی درگذشت.

خانواده میلوسویچ دولت صربستان را به تلاش برای جلوگیری از برگزاری مراسم خاکسپاری وی متهم کردند، با این حال دولت صربستان سرانجام اجازه داد که جسد وی در زادگاه خانوادگی وی به خاک سپرده شود. مقبره میلوسویچ هم مانند صدام حسین در سالروز تولد و مرگ وی مورد بازدید هواداران وی و ملی‌گرایان افراطی صرب قرار می‌گیرد.  

مرژانو - دیکتاتورهایی که قبرشان جنجال آفرید/ عکس

"عیدی امین"، دیکتاتور پیشین اوگاندا پس از یک دوره حکومت خونبار بر اوگاندا در دهه 1970 میلادی، سرانجام به عربستان سعودی گریخت و تا پایان عمر یعنی تا سال 2003 میلادی در شهر جده زیست.

 با وجود موافقت دولت وقت اوگاندا برای دفن شدن جسد امین در این کشور، خانواده وی ترجیح دادند که او را در همان شهر جده به خاک بسپارند. رسانه‌های خبری گزارش دادند که مقبره وی به زیارتگاه تبدیل نشده و افراد کمی برای دیدار از مقبره وی به جده می‌روند. 

مرژانو - دیکتاتورهایی که قبرشان جنجال آفرید/ عکس


"نیکلای چایشسکو"، دیکتاتور خشن رومانی و همسر وی پس از سرنگونی دولت در 1989 میلادی تیرباران شدند. چایشسکو در گورستان نظامیان در بخارست به خاک سپرده شد. خبرگزاری فرانسه در سال 1990 میلادی در گزارشی نوشت که برخی رومانیایی‌ها با هدف یادآوری روزهای گذشته رژیم چایشسکو در ایام کریسمس، روز تولد و روز اعدام وی در محل مقبره او گردهم می‌آیند.

مرژانو - دیکتاتورهایی که قبرشان جنجال آفرید/ عکس

وقتی "فرانسیسکو فرانکو"، دیکتاتور اسپانیا در سال 1975 میلادی مرد در روستایی در دره "فالن" به خاک سپرده شد، جایی که فاشیست‌ها قهرمانان خود در جنگ داخلی اسپانیا را به خاک می‌سپردند. ولی اکنون دولت اسپانیا قصد دارد که باقیمانده جسد فرانکو را به "ال پاردو"، سکونتگاه پیشین وی در خارج از شهر مادرید منتقل کند. گفته شده که این اقدام تلاشی برای زدودن سمبل رژیم فرانکو از حافظه تاریخی اسپانیا است. مقبره فرانکو هنوز زیارتگاه حامیان پروپا قرص وی است.

مرژانو - دیکتاتورهایی که قبرشان جنجال آفرید/ عکس

زمانی که "جوزف استالین" رهبر قدرتمند کمونیست در سال 1953 میلادی درگذشت ابتدا در مقبره بزرگ لنین به خاک سپرده شد اما در سال 1961 باقیمانده جسد استالین در روندی موسوم به روند "استالین‌زدایی" به مقبره ساده‌ای نزدیک کرملین منتقل شد با این حال مقبره وی به عنوان زیارتگاهی برای حامیان وی و دوران وی باقی ماند. خبرگزاری فرانسه ماه مارس گزارش داد که چند صد تن از مردم روسیه با گردهمایی در میدان سرخ پنجاه‌وهشتمین سالگرد مرگ وی را برگزار کردند.

مرژانو - دیکتاتورهایی که قبرشان جنجال آفرید/ عکس

داستان مرگ "بنیتو موسولینی"، دیکتاتور فاشیست ایتالیا اینگونه بود که وی هنگامی که سعی داشت تا به اسپانیا بگریزد به اتفاق معشوقه‌اش در مزرعه‌ای توسط پارتیزان‌های ایتالیایی دستگیر شده و در همان جا به همراه سایر همراهانشان که از مقام‌های حکومت فاشیستی بودند، پس از محاکمه صحرایی به اعدام محکوم شدند.

جسد موسولینی و معشوقه‌اش در پیازا لورتو در میلان، برای نمایش عموم با قلاب‌های مخصوص آویزان کردن گوشت در قصابی‌ها، به صورت وارونه، از سقف یک ایستگاه پمپ بنزین آویخته شده و به وسیله مردم شهر سنگ‌باران شد. جسد وی سرانجام چهار ماه بعد در زادگاه وی در "پریداپیو" به خاک سپرده شد. تعلل طولانی برای دفن جسد وی باعث نشد تا مقبره وی به زیارتگاه حامیانش تبدیل نشود.

مرژانو - دیکتاتورهایی که قبرشان جنجال آفرید/ عکس
داستان مرگ "آدولف هیتلر" نیز همچون مرگ موسولینی مرموز و خشن است. زمانی که هیتلر در سال 1945 به خود شلیک کرد، بی‌بی‌سی گزارش داد که بدن به آتش کشیده شده وی توسط نزدیکانش به خاک سپرده شده است. با این حال بعدها گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه روس‌ها مخفیانه با نبش قبر هیتلر باقیمانده جسد وی را به آلمان‌شرقی منتقل کردند.

 در سال‌های اخیر مقام‌های روسیه مدعی شدند که استخوان جمجمه و فک وی را که نشان می‌دهد هیتلر خودکشی کرده است را در اختیار دارند. با این حال متخصصان آمریکایی پس از معاینه استخوان‌های ادعا شده اعلام کردند که این استخوان‌ها متعلق به یک زن است.
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 9:18  توسط س.ا.د  | 

معجزات قرآن....

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند...

هنگامی که فرانسوا میتران در سال ۱۹۸۱ میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،ازمصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون را برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرنسه منتقل کند.

جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.

رئیس این گروه تحقیق و ترمیم حسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر حسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸ میلادی و تقریبا در حدود ۲۰۰ سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیدا شده است؟!

لذا بعد از اتمام کار به کشورهای اسلامی سفر کرد و به تحقیق پرداخت تا بالاخرة آیه ۹۲ سوره یونس را برایش خواندند.به این صورت بود که به دین مبین اسلام مشرف شد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 15:42  توسط س.ا.د  | 

دعاي شيطنت آميز دختر 6 ساله جايزه گرفت !!!!

25 دعای برتر کودکان ایرانی از بین بیش از 25 هزار و 220 دعا انتخاب شدند.در اختتامیه «ششمین جشنواره دست های کوچک دعا» در تبریز که برای آن بیش از 25 هزار دعا ارسال شد و 710 دعا به مرحله داوری راه یافت، «هیرا اسفندیاری» 6 ساله از تبریز اول شد.
هیرای 6 ساله در دعای تحویل سال گفته بود: خدایا! من وقتی به دستشویی می روم با آب خیلی بازی می کنم و از ترس رئیس جمهور، دستانم را زیر آن می برم تا فکر کنند دستانم را می شویم. خدایا! مرا به خاطر این شیطونیام ببخش!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 15:7  توسط س.ا.د  | 

مهريه بال مگس و پوست پياز

به گزارش ندای انقلاب، ساري معاون مديرعامل ستاد ديه كشور با بيان اينكه از لحاظ قانوني نمي توان براي جلوگيري از افزايش شمار زندانيان مهريه اقدامي كرد افزود: تعداد زندانيان مهريه پارسال 2 هزار نفر بود و حال آنكه اين تعداد امسال تاكنون به 3 هزار و 117 نفر رسيده است.
وي تاكيد كرد: بيشتر زندانيان مهريه به علت مهريه هاي نامعقول نظير مهريه به ميزان سن زوجه يا مهريه هاي كه زمينه عقلاني ندارد، مانند يك تن پودر پياز، 15 كيلو بال مگس، 20 آهوي وحشي و دندان مرد در زندان تحمل حبس مي كنند.
ساري با اشاره به شمار بالاي دامادهاي زنداني گفت: تعداد كساني كه به دليل ناتواني در پرداخت مهريه در زندان هاي كشور محبوس هستند 55 درصد افزايش يافته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 14:37  توسط س.ا.د  | 

ديكته به سبك فارسي

هيچ فكر كرديد چطوري ما ديكته ياد گرفتيم؟

با اين حروفي كه توي فارسي داريم واقعا شاهكار كرديم كه ديكته ياد گرفتيم

ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم.

واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
واسه این ۲ تا: هـ، ح
واسه این ۲ تا: ق، غ
واسه این ۲ تا: ء، ع
واسه این ۳ تا: ث، س، ص
و واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ

این یعنی:
«شیشه» رو نمی‌شه غلط نوشت
«دوغ» رو می‌شه ۱ جور غلط نوشت
«غلط» رو می‌شه ۳ جور غلط نوشت
«دست» رو می‌شه ۵ جور غلط نوشت
«اینترنت» رو می‌شه ۷ جور غلط نوشت
«سزاوار» رو می‌شه ۱۱ جور غلط نوشت
«زلزله» رو می‌شه ۱۵ جور غلط نوشت
«ستیز» رو می‌شه ۲۳ جور غلط نوشت
«احتذار» رو می‌شه ۳۱ جور غلط نوشت
«استحقاق» رو می‌شه ۹۵ جور غلط نوشت
و «اهتزاز» رو می‌شه ۱۲۷ جور غلط نوشت!

واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم!؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 14:57  توسط س.ا.د  | 

ليلا اوتادي و دروغ هاي جالب وي

تب قدرت و شهرت از دیرباز تا امروز بلاهای مختلفی را سر انسان​ها آورده است. در این شرایط آشوب و بلاتکلیفی سینمای ایران، این تب حال خیلی ها را بد کرده است.
یکی از بانمک​ترین نمونه​هایش، گرانترین بازیگر زن سینمای ایران ( البته به روایت خودش) لیلا اوتادی است. او در پی آن است تا به شیوه فرانکنشتینیسم از خود سوپراستاری آنچنانی بسازد. فرانکنشتین که در خاطرتان هست؟ همان آدم چهل تکه​ایی که هر قسمت از بدنش توسط یک پرفسور دیوانه از مرده​ها دزدید می​شد و بهم دوخته می​شد که در نهایت انسانی غول​پیکر و بی​محتوا به نام فرانکنشتین از آن ساخته شد.
در این بازار شلوغ  و ترافیک بازیگرهایی که برای یدک کشیدن لقب سوپراستاری هرکاری می​کنند، این بازیگر جوان روش عجیب و فرانکنشتین‌واری برای خود برگزیده است. او تصمیم گرفته از هرکدام از  ویژگی​های استارهای سینما تکه​ایی را بردارد به خودش بدوزد و تا در نهایت یک جامه سوپراستاری بر تن داشته باشد.

اوتادی، وقتی به دیدار نمایشگاه طلا و جواهرات دستساز مهناز افشار رفت تیتر زد که تنها بازیگری در ایران است که صاحب برند طلا و جواهرات است. (حرفی زد که طلافروشان بزرگ بازار مثل زمردیان و گوهربین سال‌هاست جرات گفتنش را ندارند.)

وقتی دید گلشیفته فراهانی با دی کاپریو همبازی شده خبر داد که قرار است با جود لاو در یک پروژه همبازی باشد. (پروژه‌ای که هیچکس اسم کارگردان و تهیه کنندهاش را نمیداند و هیچ اثری از ساخته شدنش در اینترنت و هیچ رسانه خبری دیگری نمیتوان یافت.) چند روز بعد هم خودش خبر را تکذیب و کرد و منتی آنچنانی بر سر ارشاد گذاشت که به خاطر وفاداری خود به اصول ارشاد نوین از بازی از آن پروژه انصراف داده است.

وقتی دید نمایشگاه عکس هدیه تهرانی چه جنجالی برپا کرد و بار دیگر اسم او را سر زبان ها انداخت خبر داد که قرار است بزرگترین نمایشگاه عکس خاورمیانه را از عکسهای شاخص خود از سفرهایش به دور دنیا برگزار کند. (که همه سینمای ایران بی صبرانه در انتظار افتتاحیه این نمایشگاه میسوزند.)

وقتی دید نیوشا ضیغمی میخواهد تهیه‌کننده شود و پروانه ساخت اولین فیلمش را گرفته بلافاصله او هم دست به کار شد و بر حسب اتفاق سراغ پیمان عباسی همان نویسندهای رفت که نیوشا ضیغمی با او قرارداد همکاری پیوسته دارد و میخواهد فیلم «شیطان شلوار لی میپوشد» را با فیلمنامه او جلوی دوربین ببرد. (که شاید تنها خبر نزدیک به واقعیت درباره او باشد. کافیست بتواند 300 میلیون پول حلال فراهم کند.)

اوتادی در تازهترین شاهکارش هم اعلام کرده که گرانترین بازیگر زن سینمای ایران است و 75 میلیون برای بازی در فیلم «پیتزا مخلوط» دستمزد گرفته است. در صورتی که تهیهکننده کار رسماً اعلام کرده که دستمزد ایشان 17 میلیون تومان است. (کارشناسان بر این باور بودند که اگر این تهیه کننده آنقدر ناشی است که 75 میلیون تومان به ... دستمزد داده حتما 100 میلیون به یوسف تیموری، 140 میلیون به علی صادقی و 200 میلیون به مجید صالحی و برای پروژه بعدی هم 2 و نیم میلیارد دستمزد را برای محمدرضا گلراز کنار گذاشته است.)

اینها چند نمونه از اخباری است که اوتادی این روزها از خودش منتشر میکند و چند روز بعد هم آنها را تکذیب میکند و بر این باور است که یکبار در انتشار خبر مطرح میشود و یکبار هم موقع تکذیب آن. شاید بر اساس همین روند بتوان پیش‌بینی کرد که اخبار بعدی او تا پایان سال 89 به چه شرحی است:

- ترجمه کتاب خاطرات ژولیت بینوش از زبان فرانسوی و ترجمه خاطرات اوریانا فالاچی از زبان ایتالیایی (چون نیکی کریمی خاطرات مارلون براندو را ترجمه کرده است.)

- طبق دعوت رسمی سازمان ملل قرار است به عنوان سفیر صلح فعالیت کند و در یونیسف هم به عنوان یکی از اعضای اصلی کابینه از او دعوت به همکاری شده است. (چون مهتاب کرامتی پایش به یونیسف باز شده.)

- مربی افتخاری بدنسازی تیم والیبال بارسلونا است. (چون محمدرضا گلزار مربی بدنساز تیم والیبال ارتعاشات صنعتی شده.)

- برگزاری وتهیه بزرگترین کنسرت آسیا با حضور خوانندگانی چون آندره بوچیلی، کریس دی برگ و ساسی مانکن. (چون محمدرضا گلزار کنسرت موسیقی برگزار است.)

- قرار است به زودی کمپانی پرفیوم فرانسه عطری به نام اوتادی وارد بازار کند. (چون شبیه این قرارداد را با خانوم بیانسه بسته است.)

- بلیت فرست کلاس افتخاری برای او صادر شده تا با اولین اتوبوس فضایی در کنار دیوید بکهام و همسرش سفری به کره ماه داشته باشد!

خلاصه اگر این روزها شنیدید که کهکشان تازه کشف شدهای به نام اوتادی نامگذاری شد خیلی تعجب نکنید...!

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 12:34  توسط س.ا.د  | 

عكس هاي كمياب از هيتلر و معشوقه اش

اخیرا مجله‌ی لایف عکس‌هایی را از اوا براون، معشوقه‌ی هیتلر، منتشر کرد. با هم به بخشی از این عکس‌ها نگاهی می‌اندازیم.
 

 

اوا براون دومین دختر از یک خانواده‌ی کاتولیک باواریایی در سن ۱۷ سالگی مدل عکاسی در استودیوی مونیخ متعلق به هافمن (سمت چپ در تصویر بالا) شد که در واقع این استودیو عکاس رسمی رایش بود. اوا، به واسطه‌ی کارش با مردی مسن با «سیبیل خنده دار» که نامش هیتلر بود دیدار کرد.
تصویر بالا، هافمن، اوا براون و هیتلر را در اقامتگاه هیتلر در باواریا نشان می‌دهد.

 

این تصویر اوا براون متعلق به ۱۹۳۷ با عنوان «من مثل ال جانسن» است. او صورتش را به مانند خواننده و بازیگر آمریکایی، ال جانسن، در نقش «خواننده‌ی جاز» درآورده است.

 

عکس بالا هیتلر و مهمانانش را در جشن تولد ۵۴ سالگی در اقامت‌گاه باواریایی‌اش در تاریخ آوریل ۱۹۴۳ نشان می‌دهد. در سمت چپِ هیتلر، اوا براون دیده می‌شود، و پشت سرش نیز دوست نزدیکش هرتا اشنایدر قرار دارد.

 

اوا براون به همراه خواهر کوچک‌ترش، مارگارت براون، در اقامتگاه مورد علاقه‌ی هیتلر، «آشیانه‌ی عقاب» حضور دارند. مارگارت در ۱۹۴۴ با رهبر عالی اس‌اس، Hermann Fegelein، ازدواج کرد.

 

تصویری از هیتلر که اوا براون آن را بر روی دیوار اتاق نشیمنش نصب کرده بود.

 

در تصویر بالا اوا براون ۹ ساله (اولین ردیف از پایین، نفر چهارم از سمت راست) را به همراه هم‌کلاسی‌هایش در سال ۱۹۲۲ مشاهده می‌کنید.

 

اوا براون به همراه پدر و مادرش (در میانه‌ی عکس) و خواهرش (سمت چپ) و مارگارت (دوم از سمت راست) در ۱۹۴۰ دیده می‌شوند.

 

تصویر بالا متعلق به جشن سال نوی ۱۹۳۹ است. در این تصویر اوا به همراه هیتلر در کنار مارگارت، خواهر اوا براون، در میانه‌ی تصویر قرار دارند.

 

اوا براون را به همراه دوستانش در باواریا، آلمان، در ۱۹۳۵ می‌بینید.

 

اوا براون در اقامتگاه هیتلر در ۱۹۴۲
 
بهرحال زندگی هیتلر و اوا براون عاشقانه به پایان نرسید. در آوریل ۱۹۴۵ زمانیکه روس‌ها و آلمان‌ها برای به دست گرفتن کنترل برلین جنگ خیابانی را به شکل وحشیانه‌ای دنبال می‌کردند، کاملا روشن گردید که متفقین پیروز جنگ در اروپا خواهند بود. در جریان این جنگ، صدها هزار نفر از جمله زنان، کودکان و مردان غیرنظامی کشته شدند. چند روز بعد نیز زمانی‌که سقوط برلین برای هیتلر حتمی شده بود، اوا براون در سن ۳۳ سالگی و هیتلر در سن ۵۶ سالگی، در حالی که روز پیش رسما ازدواج کرده بودند، در پناهگاه زیرزمینی‌شان خودکشی کردند.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 12:14  توسط س.ا.د  | 

ابتكار براي حجاب

اخبار رسیده از بروکسل بلژیک حاکی از آن است که دو دختر جوان که یکی از آنها مسلمان و دیگری غیر مسلمان است تصمیم گرفته اند در راه حلی ابتکاری از مسأله حجاب دفاع کنند.
این دو دختر جوان به نام های "فاطمه رافی
" و "انگ رامبو" تصمیم گرفته اند برای ترویج مد کلاه سر، تلاش کنند. این کلاه حجاب نیست اما تمام سر را می پوشاند و مانع از نمایان شدن موی سر می شود. بر همین اساس این دو جوان یک "بوتیک" مخصوص فروش و عرضه این گونه کلاه ها افتتاح کرده اند.
بدین ترتیب مقامات مربوطه در بلژیک که اخیرا قانونی برای مقابله ب حجاب تصویب کردند نمی توانند با این کلاه برخورد کنند زیرا جزو حجاب‌ها به شمار نمی رود.
 
http://shia-online.ir/upload/article/18114/18114_XTCH8QV2_pic.jpg
 
 "انگ رامبو" طی اظهاراتی در این باره گفت: هدف ما وارد شدن به بحث و جدل های سیاسی نیست بلکه خواهان دفاع از حقوق زنان هستیم. بنده معتقدم ما نباید با صدور قوانین اینچنینی زنان مسلمان را به حاشیه برانیم. هدف اصلی ما خارج کردن موضوع حجاب از یک بحث سیاسی بوده است. لذا از باب مد وارد شد. نمی فهمم که چرا مقامات و مسئولان ما از "حجاب" می ترسند؟! من مدافع یا مخالف حجاب نیستم، بلکه معتقدم که هر انسانی باید بتواند هر طور که دوست دارد و می خواهد زندگی کند.
گفتنی است بوتیک این دو دختر جوان در مرکز شهر "آنتویرب" در بلژیک قرار دارد.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 12:10  توسط س.ا.د  | 

چك كردن تلفن همراه توسط همسران

برخی از زن و شوهرها این اقدام را از روی بی‌اعتمادی انجام می‌دهند و برخی دیگر با داشتن اعتماد کامل به همسر خود، دست به چنین کاری می‌زنند. اما به هر دلیلی، بیشتر آنها...   بر اساس نتایج حاصل از مطالعه جدید صورت گرفته در مرکز تحقیقاتی Retrevo، بیش از 38 درصد زوج‌های جوانی که کمتر از 25 سال دارند تلفن‌همراه همسر خود را به صورت مخفیانه بررسی می‌کنند.
برخی از زن و شوهرها این اقدام را از روی بی‌اعتمادی انجام می‌دهند و برخی دیگر با داشتن اعتماد کامل به همسر خود، دست به چنین کاری می‌زنند.
اما به هر دلیلی، بیشتر آن‌ها تمایل دارند که به صورت مخفیانه از فعالیت‌های همسر خود در تلفن‌همراه مطلع شوند. باید توجه داشت که هم‌اکنون ابزارهای ویژه‌ای برای گوشی‌های هوشمند و لپ‌تاپ‌ها ارایه شده است که به کمک آن‌ها می‌توان به صورت مخفیانه در گوشی دیگران تجسس کرد.
مرکز تحقیقاتی Retrevo که پیش‌تر نیز مطالعات مشابهی را انجام داده بود، برای به دست آوردن نتایج کنونی بیش از 1000 زن و مرد را در گروه‌های سنی با سطح درآمدهای مختلف در کشور آمریکا مورد بررسی قرار داد.

در پایان این بررسی مشخص شد که 38 درصد زن و شوهرهایی که سن آن‌ها کمتر از 25 سال است، بیش از دیگران تمایل به تجسس مخفیانه در بخش پیامک تلفن‌همراه همسر خود دارند. در این میان، 38 درصد این افراد به صورت مخفیانه به پست الکترونیکی و بخش مربوط به تماس‌های حاصل شده در تلفن‌همراه همسر خود نیز به صورت مخفیانه سر می‌زنند.
علاوه بر این گفته شده است که 25 درصد افراد متاهل در گروه‌های سنی مختلف این اقدام را بدون اطلاع طرف مقابل خود انجام می‌دهند.
این بررسی نشان داده است که مردان تمایل کمتری به تجسس در گوشی همسر خود دارند و خانم‌ها بیشتر این اقدام را انجام می‌دهند. در حالی که 30 درصد مردم به صورت مخفیانه سراغ گوشی همسر خود می‌روند، 33 درصد زن‌ها گوشی شوهر خود را بدون اطلاع وی مورد تجسس قرار می‌دهند.
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:10  توسط س.ا.د  | 

ميزان تحصيلات هنرمندان

پوریا پورسرخ:متولد۵۶ در تهران.دکترای فیزیولوژی گیاهی

لاله اسكندری: متولد 51 در تهران. لیسانس گرافیك

مهناز افشار: متولد 56 در تهران. دیپلم تجربی

پژمان بازغی: متولد 53 در تهران. لیسانس صنایع

عسل بدیعی: متولد 56 در تهران.لیسانس تغذیه

زیبا بروفه: متولد 54 در تهران. لیسانس حقوق قضایی

ماهایا پتروسیان: متولد 48 در تهران. لیسانس تئاتر

پارسا پیروزفر: متولد 51 در تهران. لیسانس نقاشی

هانیه توسلی: متولد 58 در همدان.دانشجوی رشته نمایش نامه نویسی

هدیه تهرانی: متولد 51 در تهران.دیپلم

بهناز جعفری: متولد 53 در تهران. لیسانس ادبیات نمایشی
.
.
.
.

رامبد جوان: متولد 50 در تهران.دیپلم

چكامه چمن ماه: متولد 59 در تهران.دیپلم مجسمه سازی

لیلا حاتمی: متولد 51 در تهران. تحصیل در مهندسی برق و ادبیات مدرن فرانسه را در سوییس نیمه كاره رها كرد

مجید حاجی زاده: متولد 58 در تهران.تحصیل در رشته میكروبیولوژی را رها كرد و هم اكنون تئاتر می خواند

میترا حجار: متولد 55 در تهران.دیپلم

امین حیایی: متولد 49 در تهران. تحصیل در رشته كامپیوتر را رها كرد

شهاب حسینی: متولد 52 در تهران. تحصیل در رشته روانشناسی را رها كرد

شهرام حقیقت دوست: متولد 51. كارشناس رشته تئاتر

رضا داوود نژاد:متولد 59 در تهران. تحصیل در رشته حقوق را رها كرد

سام درخشانی: متولد 59 در تهران.تحصیل در رشته نمایش را رها كرد

بهرام رادان: متولد 58 در تهران. لیسانس مدیریت بازرگانی

حبیب رضایی: متولد 48 در مشهد. لیسانس مدیریت بیمارستان

بهاره رهنما: متولد 52 در تهران.لیسانس ادبیات فارسی و حقوق قضایی.دانشجوی فوق لیسانس در رشته نمایش

مریلا زارعی: متولد 53 در تهران. لیسانس مهندسی صنایع غذایی

فقیهه سلطانی: متولد 53 در تهران.لیسانس ادبیات نمایشی

رامبد شكرآبی: متولد 51 در تهران. دیپلم ریاضی

رضا شفیعی جم: متولد 50 در تهران. لیسانس نقاشی

غزل صارمی: متولد 57 در تهران.دیپلم

میلاد صدر عاملی: متولد 61. دانشجوی رشته مهندسی نساجی

امیر حسین صدیق: متولد 51 در نیشابور. دیپلم بازیگری

لادن طباطبایی: متولد 49 در تهران.لیسانس بازیگری

شبنم طلوعی: متولد 50 در تهران. دیپلم

پرستو صالحی: متولد 56 در تهران. لیسانس

رزیتا غفاری: متولد 51 در تهران. لیسانس كارگردانی سینما

شقایق فراهانی: متولد 51 در تهران. لیسانس نقاشی

گلشیفته فراهانی: متولد 62 در تهران. دانشجوی رشته موسیقی

نگار فروزنده: متولد 57 در تهران.دیپلم

حدیث فولادوند: متولد 56 در تهران.فوق دیپلم

علی قربان زاده: متولد 57 در تهران.دیپلم

شبنم قلی خانی: متولد 56 در تهران. فوق لیسانس رشته تئاتر

ترانه علیدوستی: متولد 63 در تهران. دیپلم

مهتاب كرامتی: متولد 50 در تهران. لیسانس میكروبیولوژی

نیكی كریمی: متولد 50 در تهران. دیپلم تجربی

مانی كسراییان: متولد 55 در شیراز. لیسانس بازیگری

باران كوثری: متولد 64 در تهران. دیپلم موسیقی

كامبیز كاشفی: متولد 56 در تهران. دیپلم

محمد رضا گلزار: متولد 54 در تهران.لیسانس مكانیك سیالات

پوپك گلدره: متولد 50 در تهران. لیسانس روانشناسی

سروش گودرزی: متولد 53 در تهران. لیسانس كامپوتر

لادن مستوفی: متولد 51 در شهسوار. لیسانس كارگردانی

مرجان محتشم: متولد 48 در تهران، رها کرده دبیرستان

یكتا ناصر:متولد 57 در تهران.لیسانس مهندسی محیط زیست

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 11:46  توسط س.ا.د  | 

جالب و خواندني

هرمزان در سمت فرمانداري خوزستان انجام وظيفه مي‌كرد. هرمزان كه يكي از فرمانداران جنگ قادسيّه بود. بعد از نبردی در شهر شوشتر و زماني كه هرمزان در نتيجه خيانت يك نفر با وضعی نااميد كننده روبرو شد، نخست در قلعه‌اي پناه گرفت و به ابوموسي اشعري، فرمانده تازيها آگاهي داد كه هر گاه او را امان دهد، خود را تسليم وي خواهد كرد. ابوموسي اشعري نيز موافقت كرد از كشتن او بگذرد و وي را به مدينه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خليفه درباره او تصميم بگيرد. با اين وجود، ابوموسي اشعري دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را كه در آن قلعه اسير شده بودند، گردن بزنند.

پس از اينكه تازيها هرمزان را وارد مدينه كردند، ... لباس رسمي هرمزان را كه ردائي از ديباي زربفت بود كه تازيها تا آن زمان به چشم نديده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را كه «آذين» نام داشت بر سرش گذاشتند و ويرا به مسجدي كه عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تكليف هرمزان را تعيين سازد. عمر در گوشه‌اي از مسجد خفته و تازيانه‌اي زير سر خود گذاشته بود. هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهي به اطراف انداخت و پرسش كرد: «پس اميرالمؤمنين كجاست؟» تازيهاي نگهبان به عمر اشاره‌اي كردند و پاسخ دادند: «مگر نمي‌بيني، آن اميرالمؤمنين است.»

... سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست كمي با هرمزان گفتگو كرد و سپس فرمان داد، او را بكشند.

هرمزان درخواست كرد، پيش از كشته شدن به او كمي آب آشاميدني بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت كرد و هنگامي كه ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشاميدن آب درنگ كرد. عمر سبب اين كار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بيم دارم، در هنگام نوشيدن آب، مرا بكشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، كشته نخواهد شد. پس از اينكه هرمزان از عمر اين قول را گرفت، آب را بر زمين ريخت. عمر نيز ناچار به قول خود وفا كرد و از كشتن او درگذشت. این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 11:37  توسط س.ا.د  | 

ندانستن معني WC

در آن دورانی که به توالت های عمومی در شرق اطمینان کمتری وجود داشت، خانمی انگلیسی در تدارک سفری به هندوستان بود. مهمانخانه کوچکی را که متعلق به مدیر مدرسه محلی بود در نظر گرفت و اتاقی در آن رزرو کرد. چون نگران بود که آیا در مهمانخانه توالت وجود دارد یا خیر؟ در نامه ای به مدیر مدرسه سؤال کرد که آیا در مهمانخانه مورد نظر WC وجود دارد یا خیر ؟

مدیر مدرسه تسلط کاملی به زبان انگلیسی نداشت، نزد کشیش محلی رفت و پرسید که WC به چه معنی است؟ کشیش هم تا آن زمان نشنیده بود. دو نفری همت گماشتند تا معانی احتمالی این دو حرف را بیابند و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که خانم مزبور طالب Wayside Chapel است. (کلیسایی کوچک در کنار جاده) که بداند آیا کلیسایی کنار جاده، نزدیک مهمانخانه وجود دارد یا خیر؟ آنها ابداً به ذهنشان خطور نکرد که این دو حرف ممکن است به معنی توالت باشد.


مدیر مدرسه در جواب خانم نامه‌ای نوشت. متن نامه به شرح زیر است:

خانم عزیز در کمال مسرت به اطلاع شما می رسانم که در 9 مایلی مهمانخانه یک WC وجود دارد که در میان بیشه‌ای از درختان کاج قرار گرفته و اطراف آن را چشم‌اندازی زیبا فرا گرفته است. این WC گنجایش 229 نفر را دارد و روزهای یکشنبه و پنجشنبه باز است. چون انتظار می‌رود افراد بسیاری در ماه های تابستان به اینجا بیایند، توصیه می‌کنم زودتر تشریف بیاورید.

اما، در این WC فضای ایستاده هم زیاد وجود دارد. این وضعیت مطلوبی نیست بخصوص اگر عادت داشته باشید مرتباً به آنجا بروید. شاید برای شما جالب باشد که بدانید دختر من در WC ازدواج کرد و در آنجا بود که با شوهرش ملاقات کرد. واقعه بسیار عالی و جالبی بود. در هر محل نشستن ده نفر نشسته بودند. مشاهده سیمای آنها و شادمانی آشکار آنها بسیار دلپذیر بود. از هر زاویه می‌توان عکس گرفت. متأسفانه همسرم بیمار شده و اخیراً نتوانسته است به آنجا برود. تقریباً یک سال از آخرین مرتبه‌ای که رفته می‌گذرد که البته برای او بسیار دردناک است.

البته مسرور خواهید شد که بدانید بسیاری از مردم ناهارشان را با خودشان می‌آورند و تمام روز را آنجا می‌گذرانند که برایشان بسیار دلپذیر است. دیگران ترجیح می‌دهند قبل از وقت بیایند و تا آخرین لحظه هم بمانند. به آن بانوی محترم توصیه می‌کنم روزهای پنجشنبه به آنجا بروید زیرا نوازنده اُرگ نیز می‌آید و همراهی می‌کند.

جدیدترین چیزی که افزوده شده ناقوسی است که هر وقت کسی وارد می‌شود زنگ می‌زند. بازاری هم در آنجا داریم که نشیمن گاه مخملی برای همه فراهم می‌کند چون بسیاری بر این باورند که مدتهاست چنین چیزی لازم بوده است. چشم به راهم که شما را تا آنجا همراهی کنم و شما را در جایی قرار دهم که همه بتوانند شما را ببینند.


با احترامات فائقه – مدیر مدرسه


خانم مزبور وقتی نامه را خواند غش کرد ... و البته هیچوقت به هندوستان نرفت
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 14:35  توسط س.ا.د  | 

پر تعطيلي ترين كشور هاي جهان

چین، هنگ کنگ:

برای کارگران چینی، علاوه بر تعطیلات آخر هفته، در طول سال روزهای دیگر همچون روز سال نو، جشنواره بهار، روز کارگر و روز ملی نیز به عنوان روزهای تعطیل محاسبه می شود. در بین کارگران آنهایی که در شرکتهای چند ملیتی مشغول به کار هستند علاوه بر روزهای گفته شده از تعطیلات کریسمس نیز بهره می برند. تعطیلات سالیانه نیز که بین یک تا دو هفته است معمولا به صورت توافقی میان کارگران و کارفرمایان تعیین می شود. اینگونه تعطیلات که جمعا ۱۶ روز هستند چین را به عنوان یکی از اولین کشورها با تعطیلی زیاد معرفی می‌کنند.

مصر:

۲۱ روز تعطیلی برای شغل‌های رسمی، ۱۶ روز تعطیلات عمومی در طول سال و دو روز تعطیلات آخر هفته، مجموع تعطیلات ثابت و متغیر را در مصر تشکیل می‌دهند. در صورت همزمانی تعطیلات عمومی با تعطیلات آخر هفته، این روزها در هفته آتی کارمندان دولتی محاسبه می شود. شرکتهای خصوصی نیز تعطیلات آخر هفته را نیز جز روزهای تعطیل عمومی خود در نظر می گیرند. از اینرو این روزها در زمره تعطیلات سالیانه کارمندان قرار گرفته و باعث کاهش آن می‌شوند.

هند:

تعطیلات سالیانه به صورت میانگین برای کارمندان شرکت‌های خصوصی بین ۱۵ تا ۲۰ روز است.

شلوغ‌ترین فصل مسافرت برای شهروندان هندی تعطیلات تابستانی مدارس در ماه ژوئن است که در آن بسیاری از خانواده‌ها به سفرها و تفریح‌های متعدد می‌پردازند.

اندونزی:

جشن عید فطر در آخرین روز ماه مبارک رمضان یکی از برجسته‌ترین اعیاد و تعطیلات اندونزی محسوب می‌شود. در این روز که در زبان محلی لباران (Lebaran) نامیده می‌شود، بسیاری از کلان شهر نشینان به ویژه مسلمانان به زادگاه‌های خود که اغلب مناطق روستایی هستند باز می‌گردند.

دولت نیز معمولا تعطیلاتی یک هفته‌ای (پنج روزه) را برای بهره‌گیری کامل شهروندان از عید در نظر می‌گیرد.

اگر چپرتعطیلی‌ترین کشورهای جهان کدامند؟ به دلیل حوادث تروریستی سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۵ تا حدودی از میزان تعطیلات بلند مدت و مسافرت‌های طولانی شهروندان کاسته شده است اما هنوزاندونزی در میان مقاصد مسافرت های توریستی جایگاه ویژه ای دارد.

تایلند:

مرخصی سالانه کارمندان تایلندی ۴۰ روز است که ۱۰ روز آن را تعطیلات ۱۰ روز را مرخصی‌های استحقاقی و ۲۰ روز را مرخصی‌های استعلاجی تشکیل می‌دهند. علاوه بر مرخصی سالانه، ۱۳ روز نیز به عنوان تعطیلات مذهبی و ملی به جمع ایام غیر کاری شهروندان تایلندی اضافه می‌شوند.

شهروندان تایلندی حداقل دوبار در سال تعطیلات خود را با تعطیلات پایان ترم کودکانشان که در ماه‌های آوریل و اکتبر است، یکی کرده و به مسافرت و گشت و گذار می‌پردازند.

مراکش:

اهالی مراکش در اغلب اوقات مرخصی‌های سالانه خویش را در داخل کشورشان، در کنار خانواده و اقوام و در خانه می‌گذرانند. بیشتر روزهای تعطیل به دو یا سه هفته ماه اوت مربوط است که معمولا صرف تفریح در کنار سواحل اقیانوسی و مدیترانه‌ای این کشور می‌شود. در این بین شاید خانواده‌هایی با سطح درآمد متوسط به دیگر مناطق کشور مسافرت می‌کنند.

مالزی:

مالزی هر ساله از تعطیلات قابل توجهی برخوردار است. کارمندان این کشور معمولا از ۱۴ تا ۲۴ روز مرخصی سالیانه و ۳۰ روز مرخصی پزشکی بهره می‌برند. اکثر این تعطیلی‌ها یا به نوعی مرخصی‌ها در پایان یا آغاز سال که مصادف با جشن‌ها و مراسم سنتی و تعطیلات رسمی همچون عید مبارک، کریسمس، سال نو چینی و دیپاوالی است، گرفته می‌شوند. فصل تعطیلات مالزی معمولا از ماه نوامبر آغاز و تا فوریه سال بعد ادامه خواهد داشت.

شیلی:

تعطیلات عمومی شیلی ۱۳ روز است. برخی از این تعطیلات که در روزهای کاری قرار می‌گیرند معمولا به یک شنبه‌ها نزدیک می‌شوند تا به این وسیله کارمندان از سه روز تعطیلی استفاده کنند.

اکثر رویدادهای فرهنگی و سنتی شیلی رابطه‌ای نزدیک با جشن روز استقلال این کشور دارد جشنی که هرساله در هجدهم ماه سپتامبر برگزار می‌شود. بر خلاف دیگر تعطیلی‌ها، این جشن مختص همین تاریخ است و هیچ گاه به سمت یک شنبه بعدی کشیده ‌نمی‌شود.

ترکیه:

تابستان مهمترین زمان برای تعطیلات در ترکیه است. عشق به هوای گرم حتی مسافران را در روزهای تعطیل زمستان به سمت مناطق گرمتر در جنوب این کشور می کشاند.

تعطیلات مذهبی نیز یکی دیگر از ایام تعطیل ترکیه محسوب می‌شوند. دو جشنواره مذهبی و سه روز تعطیلات ملی از جمله روزهای غیرکاری این کشور هستند که شمار ایام تعطیل ترکیه را به ۱۳ روز می‌رسانند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین 1390ساعت 16:24  توسط س.ا.د  | 

10 موردي كه در مورد آنجلينا جولي نميدانيد

در این صفحه یکی از مشهورترین چهره‌های ‌هالیوود را بررسی می‌کنیم. زندگی او مثل یه کتاب یا مجله یا شاید هم پرونده‌ی باز! است. پس مطمئنا چیزهای خیلی کمی ‌در مورد زندگی این بانوی دوست داشتنی وجود دارد که از نگاه تیز بین مردم و طرفدارانش مخفی مانده باشد. ولی در این صفحه 10 نکته را گردآوری کردم که شما درباره زندگی آنجلینا جولی نمی‌دانستید!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 13:39  توسط س.ا.د  | 

خوابگاه هاي مختلط

صدا:حضور بالغ بر ده هزار دانشجو دختر و پسر و تحصیل این افراد در دانشگاه آزاد رجایی شهر کرج منجر به ایجاد خوابگاههایی به سبک و سیاق جدید در این منطقه شده است.

به گزارش البرز نیوز سودجویی برخی افراد و نیاز دانشجویان به خوابگاه برای ادامه تحصیل سبب شده تا برخی از افراد خانه های ۵۰ تا ۶۰ متری را در محلهای نزدیک به دانشگاه با ایجاد تغییرات سبک در با اجاره های ماهیانه ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان در اختیار این دانشجویان قرار می دهند.

این افراد با استفاده از یک نئوپان دیواری را در اطاقهایی را ایجاد کرده و به صورت گروهی و یا انفرادی درا ختیار دانشجویان قرار می دهند.
در برخی از این واحدهای اجاره ای که تنها یک ترم هم اجاره می دهند و معمولا همه اجاره یک ترم را هم در ابتدای ترم از دانشجو اخذ می کنند فضاهای عمومی مشترک بوده و دختر و پسر می بایست از این فضاها بصورت یک جا استفاده کنند.

تنها اطاقهای خواب این واحد ها آنهم با یک تخته نئوپان از هم جدا شده است. یکی از صاحبان این خوابگاهها می گوید به دلیل اینکه بتوان به راحتی و بدون دردسر این واحدها را به حالت اولیه خود در آورد از تخته و یا وسایل سبک جداکننده استفاده می شود.

در نزدیکی این واحدهای اجاره ای که بیشتر در رجایی شهر و نزدیک دانشگاه آزاد وجود دارد کافه هایی وجود دارند که تداعی کننده کافه خاله طوبی فیلم به رنگ ارغوان حاتمی کیااست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 13:43  توسط س.ا.د  | 

خود كشي هاي افراد مشهور

- امینم
امینم یا مارشال بروس مترز سوم از سال 1997 مورد سرزنش و تحقیر خانواده اش واقع می‌شده. اگر شما موسیقی و ترانه‌های او را شنیده باشید، متوجه می‌شوید که امینم چگونه از موسیقی‌اش برای خالی کردن ناامیدی‌های گذشته و زندگی‌اش استفاده می‌کند. قبل از انتشار آهنگ « The Real Slim Shady» امینم سعی کرد با مصرف بیش از اندازه داروی مسکن تینلول خودکشی کند. امینم بعد از اینکه دوست دخترش «کیم» ترکش کرد و بعد هم او را از دیدن دخترش محروم کرد بسیار پریشان و آشفته خاطر بود. امینم  به خاطر اینکه والدینش هر دو ترکش کردند پیشینه ای از آسیب‌های روانی در زندگی‌اش دارد و او خودکشی را تنها راه رهایی از غصه‌هایش می‌دانست. خوشبختانه او از مرگ در اثر این داروی کشنده نجات پیدا کرد و فرصت این را یافت تا از استعدادهایش استفاده کند.

2- التون جان

ستاره انگلیسی افسانه ای پاپ که کار او هرجا که موسیقی هم هست همیشه مشهور بوده؛ التون جان در جوانی به خاظر ناراحتی‌های ناشی از تمایلات جنسی و داشتن عشقی منحرفانه دست به خودکشی زد. «برنی تاپین» ترانه سرای مشهور و دوست التون او را درحالی در آپارتمانش پیدا کرد که سرش را داخل بخاری گازی اش فروبرده بود. او آن موقع با زنی به اسم «لیندا وودرو» ارتباط داشت و هراس‌هایش به خاطر اینکه مجبور بود تمایلات همجنس گرایانه اش را پنهان کند او را به خودکشی سوق داد.

3- رابرت مک فارلن
یکی از مشهورترین تلاش برای خودکشی افراد درنتیجه شایعات ننگین سیاسی بود. رابرت مک فارلن معاون امنیتی ملی رئیس جمهور رونالد ریگان بعد از درگیر شدن در ماجراهایی که قرار بود برای عموم آشکار شود دست به خودکشی زد. او چندین بار به خاطر احساس حقارتی که در جامعه حس می‌کرد افسردگی پیدا کرد و بعدها گفته بود که دلیل افسردگی‌اش اشتباه در قضاوت بوده که مجبورش کرده نیروهای ارتش را به خاطر گروگان‌ها عوض کند. جورج.دبلیو بوش او را عفو کرد، اما هرگز دوباره شغلش را به دست نیاورد. پس می‌بینیم احساس حقارت عمومی ‌حتی سیاست‌مدارن را نیز می‌تواند به سمت خودکشی سوق دهد.

4- بریتنی اسپییرز
این خانمی ‌که بیش از یک دهه از بهترین ستاره‌های پاپ روی صحنه بود و بخصوص با آهنگ « Baby One More Time» و طرفداران اختصاصی خودش به سرعت مشهور شد. اما شکستش در ازدواج، شات‌هایی که با رفتارها و پوزیشن‌های زننده از او گرفته شد و رفتارهای حیرت آورش سبب شد هم شغل و هنرش و هم زندگی خواندگی اش در سراشیبی قرار بگیرد. تحمل همه این فشارها برای بریتنی سخت بود و طبق اخبار اعلام شده او تا بحال دو بار دست به خودکشی ناموفق زده است.

5- کلارک گابل

مردی که به خاطر مهربانی و زیبایی چهره اش در‌هالیوود معروف بود، منتها بعد از درگذشت همسرش واقعا ناامید و افسرده شد. مادرش وقتیکه او فقط هفت ماه داشت درگذشت و بعدها نیز درگذشت همسرش «کارول لومبارد» در یک تصادف از پیش برنامه ریزی شده باعث شد که این بازیگر نتواند در برابر تمام غم و قصه‌ها تاب بیاورد. این بازیگر یکبار تلاش کرد با سرعت بسیار بالا در حین موتورسواری خودش را به کام مرگ بفرستد، اما موفق نشد. او بعدها به بازیگری اش ادامه داد و در فیلم‌های زیادی بازی کرد و بالاخره دوباره ازدواج کرد.

6- جودی گارلند

بازیگر افسانه ای دیگر‌ هالیوود جودی گارلند در سراسر دوران زندگی و کار خود با افسردگی دست به گریبان بود. قبل از اینکه او در سن 47 سالگی با مصرف بیش از اندازه داروی تجویزی دکتر خودش را از پای بیندازد، چندین بار دست به خودکشی زده بود. اولین باری که این کار را کرد مربوط به 1947 می‌شد که در حال بازی در فیلم «دزدان دریایی» بود و از بیماری روحی رنج می‌برد و به خاطر همین مدتی در آسایشگاه روانی بستری شد و در آنجا دست به این کار زد. او رگ دستش را زده بود منتها نجات پیدا کرد و بعد در بیمارستان روان پزشکی ماساچوست بستری شد. حتی بعد از مراقبت‌های شدید و نهادینه کردن درمان‌ها، افسردگی جودی گارلند معتاد به بازیگری هیچ وقت به طور کامل درمان نشد.

7- سامی ‌دیویس
نابغه مطرح موسیقی، جرمی ‌دیویس خواننده محبوب در مذهب، فعالیت کاری و فعالیت‌های جسمانی‌اش با نوسان روبرو می‌شد. این خواننده سعی کرد به زندگی‌اش خاتمه دهد و در شب عروسی اش با «لوری وایت» دست به این عمل زد. او با اسلحه قصد شلیک کردن به سرش را داشت که نجات پیدا کرد. او بعدها فاش کرد که به «کیم نواک» بازیگر عشق می‌ورزیده، اما به دلیل اینکه هردوی آنها متاهل بودند نمی‌توانسته با او باشد.

8- پرنسس دیانا

در بیوگرافی پرنسس دیانا که در سال 92 منتشر شد، نویسنده آن افشا کرد اندرو مورتون افشا کرد که او  از نوعی بیماری عصبی پرخوری رنج (Bulimia Nervosa ) می‌برد و در طول زندگی کوتاهش 5 بار دست به خودکشی زده است. پرنسس در یک مصاحبه فاش کرده بود که یک بار وقتی اولین پسرش ویلیام را باردار بوده قصد داشته با پرت کردن خودش از بالای پله‌ها خودکشی کند. اگرچه خانواده سلطنتی اقدام به خودکشی او را تایید نکرده اند، اما ناراحتی و افسردگی چیزی نیست که مردم نتوانند تشخیص دهند.

9- الیزابت تیلور

الیزابت تیلور ستاره ای که در زمان خودش جزو زیباترین‌ها بوده در زندگی اش فراز و فرودهای زیادی را تجربه کرده است. او بعد از مرگ چند نفر از دوستان و همکارانش به مصرف بیش از اندازه الکل و دارو روی آورد. در اوایل دهه 60 او رابطه ای نامشروع با «ریچارد برتون» برقرار کرد که به خاطر این رابطه هر دوی آنها به شدت مورد انتقاد قرار گرفتند. وقتیکه رابطه آنها پایان یافت، او با مصرف بیش از اندازه قرص‌های خواب‌آور دست به خودکشی زد. البته هم تیلور و هم برتون بعدها زوج خود را پیدا کرده و ازدواج کردند.

10-‌هالی بری

بعد از پایان ازدواج‌ هالی بری و دیوید جاستیس، این بازیگر برنده اسکار و سمبل قدردتمندی زنانه با مسموم کردن خود به وسیله مونوکسید کربن اقدام به خودکشی کرد. این بازیگر افسرده زمانی که به مادرش فکر می‌کرد که جسد او را پیدا می‌کند، پشیمان شده و از این کار منصرف شد. او سرانجام بر تمایلات خودشکی پیروز شده و با خود عهد کرد هرگز ازدواج نکند و زندگی‌اش را به خوبی و در تنهایی سپری کرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 13:39  توسط س.ا.د  | 

رابطه زن 58 ساله با پسر بچه دبيرستاني

فتاب: دبورا جی.کاکس 58 ساله به اتهام رابطه نامشروع با دانش‌آموز دبیرستانی که در آن کار می‌کرد، بازداشت شد. 

دیلی‌میل نوشت این دستیار معلم 58 ساله توسط پلیس منطقه ناپرویل شیکاگو بازداشت شده و رسما بدلیل داشتن رابطه با یکی از دانش‌آموزان پسر دبیرستانی که در آنجا کار می‌کرد، تحت تعقیب قرار گرفت.

متهم سال‌هاست در دبیرستان نیوکا در منطقه هندی نشین، به عنوان دستیار درس انگلیسی می‌داده و معلم خصوصی بیرون از مدرسه نیز بوده است.

بر اساس مدارک پلیس وی از ماه ژانویه تا ماه می سال گذشته میلادی روابط نامشروع با پسر بچه دبیرستانی داشته است.

بازداشت خانم معلم انگلیسی به اتهام رابطه نامشروع با شاگرد  دبیرستانی

 


وی در سال 2001 وارد این مدرسه شده و هنگام استخدام به صورت معمولی چک شده است.
 
در مدارک کاری متهم، چیزی مبتنی بر سوء رفتار دیده نمی‌شود. 

وی رسما به دو مورد حمله و آزار و اذیت متهم شده و اینک با وثیقه 50 هزار دلاری موقتا آزاد شده است. روز چهارم آوریل مجددا باید در دادگاه حاضر شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 13:36  توسط س.ا.د  | 

بازيگران معروفي كه قبلا بي خانمان بودند

آدم‌ها همیشه از بدو تولد پولدار و مشهور نیستند. گاهی اوقات بازیگران، خواننده‌ها و شخصیت‌های تلویزیونی برای رسیدن به جایگاهی که الان دارند بدترین سختی‌ها را تجربه کرده اند.
شاید برایتان عجیب باشد، اما واقعا چهره‌های مشهوری هم هستند که زمانی که تازه کارشان را شروع کرده بودند یا زمانی که با خانواده شان زندگی می‌کردند بی خانمان و آواره بودند.
در اینجا 5 نفر را بهتان معرفی می‌کنیم که در ابتدا آواره  و ولگرد بودند:

سیلوستر استالونه
 
سیلوستر استالونه

آیا می‌دانستید که استالونه سال 1970 در فیلم « The Party at Kitty and Studs» بازی کرد؟ او قبل از بازی در این فیلم به مدت سه هفته در ایستگاه اتوبوس می‌خوابید و اما بعد کارش به حدی رسید که برای بازی در هر فیلم روزی 100 دلار می‌گرفت.

دانیل کریج
 
دانیل کریج

زمانی که دانیل کریج جوان و بلند پرواز بود، اما متاسفانه مشهور نبود در نیمکتی در پارک لندن می‌خوابید. بله جیمز باند توی یک پارک می‌خوابید این را اصلا نمی‌توانم تصورکنم!

هیلاری سوانک
 
هیلاری سوانک

هیلاری سوانک بازیگر برنده اسکار زمانی که با مادرش از واشنگتن به لوس آنجلس نقل مکان کرد مجبور بود داخل یک ماشین زندگی کند. وقتی هم که 15 ساله بیشتر نداشت مجبور بود روی یک تشک بادی که روی سقف خانه خالی دوستش گذاشته بود بخوابد.هیلاری و مادرش که در جستجوی کار بودند تلفنی در آزمون‌های صدای فیلم‌ها شرکت می‌کردند.
تا اینکه بالاخره از سال 1989 همه چیز تغییر کرد.

سم ورینگتون
 
سم ورینگتون

هیچکس سم ورینگتون را قبل از آواتار نمی‌شناخت. او یک بار در یکی از مصاحبه‌هایش فاش کرد که قبل از بازی در فیلم جیمز کامرون که پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما شد، در یک ماشین زندگی می‌کرده!

هالی بری
 
هالی بری

یکی از زیباترین بازیگران زن جهان، برنده اسکار و مادر جذاب، وقتی که تازه به نیویورک رسیده بود و در جستجوی کار ناموفق بود، در پناهگاه مخصوص آواره‌ها زندگی می‌کرده. بری در آن زمان 21 ساله بود و مادرش از پول فرستادن برای او امتناع می‌کرد! چراکه فکر می‌کرد دخترش باید مستقل زندگی کردن را یاد بگیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 13:24  توسط س.ا.د  | 

دست تقدير

اسمش فلمینگ بود . کشاورز اسکاتلندی فقیری بود. یک روز که برای تهیه معیشت خانواده بیرون رفت،

صدای فریاد کمکی شنید که از باتلاق نزدیک خانه می آمد. وسایلشو انداخت و به سمت باتلاق دوید.اونجا ، پسر وحشتزده ای رو دید که تا کمر تو لجن سیاه فرو رفته بود و داد میزد و کمک می خواست. فلمینگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ تدریجی و وحشتناک نجات داد.

روز بعد، یک کالسکه تجملاتی در محوطه کوچک کشاورز ایستاد.نجیب زاده ای با لباسهای فاخر از کالسکه بیرون آمد و گفت  پدر پسری هست که فلمینگ نجاتش داد.

نجیب زاده گفت: " میخواهم ازتو تشکر کنم، شما زندگی پسرم را نجات دادید."

کشاورز اسکاتلندی گفت: " برای کاری که  انجام دادم چیزی نمی خوام و پیشنهادش رو رد کرد."

در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعیتی بیرون اومد.

نجیب زاده پرسید:" این پسر شماست؟"

کشاورز با غرور جواب داد : "بله"

نجیب زاده گفت: " من پیشنهادی دارم.اجازه بدین پسرتون رو با خودم ببرم و تحصیلات خوب یادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآینده مردی میشه که میتونین بهش افتخار کنین” و کشاورز قبول کرد.

بعدها، پسر فلمینگ کشاورز، از مدرسه پزشکی سنت ماری لندن فارغ التحصیل شد و در سراسر جهان به الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین معروف شد.

سالها بعد ، پسر مرد نجیب زاده دچار بیماری ذات الریه شد.فکر میکنید چه چیزی نجاتش داد؟ پنی سیلین.

و میدونید اسم پسر نجیب زاده  چه بود؟ وینستون چرچیل.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 16:44  توسط س.ا.د  | 

پر بيننده ترين عكس جهان

دانشجوی پاکستانی با سر درون در شیشه ای اتوماتیک رفت و آن را شکست.
پخش تصاویر یک دانشجوی پاکستانی که در عمرش هرگز در اتوماتیک ندیده بود، به یکی از پربیننده ترین تصاویر در اینترنت تبدیل شد.

 
 
بر اساس این گزارش، این دانشجو پس از رسیدن به در شیشه ای اتوماتیک دانشگاه، نمی دانست چگونه از آن عبور کند و پس از چند ثانیه تامل در برابر در، با شدت سرش را به آن کوبید، در را شکست و از آن عبور کرد.
به احتمال فراوان این دانشجو تا ساعت ها سردرد داشته است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 9:40  توسط س.ا.د  | 

2 شرط عروس خانم براي ازدواج

2 شرط اصلی عروس خانوم برای ازدواج با این فوتبالیست این بودکه اولا از آنجایی که شهرت اضافی اسباب دردسر است و می‌تواند مشکلاتی را برای زندگی خانوادگی فراهم آورد، آقا داماد از فصل بعد حق پوشیدن پیراهن تیم‌های استقلال و پرسپولیس را ندارد و دوم اینکه به این دلیل که عروس خانوم دانشجوی تهران است اولویت آقا داماد برای ادامه فوتبال خود در پایتخت باشد و غیر اینصورت و رسیدن پیشنهاد مالی مناسب او می‌تواند در تیم‌های شهرستانی نیز توپ بزند.

این شرایط مطرح شده فقط به جلسه خواستگاری منتهی نشد و هنگامی که این دو جوان بر سر سفره عقد نشسته بودند تا عاقد آمد خطبه بخواند عروس خانوم ناگهان از جای خود برخاست و با صدای بلند خواستار قید شدن این دو شرط در عقد نامه شد.>>

بنابراین گزارش با توجه به مشکلات بسیار زناشویی بازیکنان سرخابی که در برخی از موارد به جدایی نیز انجامیده است این دو شرط عروس خانوم به نظر عقلانی آمده و احتمالا این فوتبالیست فصل بعد به استیل آذین یا راه‌‌آهن منتقل شود.>>

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 14:18  توسط س.ا.د  | 

شنا در استخر نوشابه !!!! يه ساندويچ بخر برو تو حال كن

 




_________________
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 12:56  توسط س.ا.د  | 

ايميل اشتباهي

مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر و بالاخره به اینترنت مجهز است.
تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند.
نامه را مینویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد.
در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی، زنی که تازه از مراسم خاکسپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا آشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد.
پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را نقش بر زمین می بیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد که در ایمیل نوشته بود :

گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی.
راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته. من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم.
همه چیز برای ورود تو رو به راهه. فردا می بینمت.
امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه ...
وای چه قدر اینجا گرمه !!!

نكته ي اخلاقي : تا در مورد چيزي اطمينان حاصل نكرديد قضاوت نكنيد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 11:17  توسط س.ا.د  | 

چس فيل يا ...؟

نخستین گونه پاپ کُرن که به ایران آمد مربوط به یک شرکت انگلیسی بود به نام «چسترفیلد (Chesterfield)  » بقیه اش را دیگر فهمیدید بچه ها و حتی بزرگ ترها چستر فیلد را چس فیل  تلفظ کردند . 

 ما ایرانی ها خیلی از فرآورده ها را به نام بازرگانی اش می شناسیم . البته این تنها کار ما نیست . مثلاً در عربستان به نوشابه می گویند :« ببسی » چند مثال برای محصولاتی که نام تجاریشان معروف تر است .

ریکا ، آدامس ، تافت ، تاید، وایتکس ، ماتیک ، کلینکس ، وایتکس ، ساندیس

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 16:28  توسط س.ا.د  | 

ريز بين

آقـا مــعــلــم

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را 

تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند. 

معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد

: اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله. 

يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 14:12  توسط س.ا.د  | 

ماجراي خالكوبي هاي جام جهاني 2010

هنگام بازی تیم های فوتبال پرتغال و اسپانیا عادل فردوسی پور که بی دلیل عادت به گفتن مطلبی نداره اشاره ناقصی به خالکولی روی دست سیمائو ساپروسا بازیکن تیم پرتغال کرد و بیش از این اشاره نکرد منظور از واژه ی "مارفتیم" که به قول عادل روی دست سیمائو کوبیده شده چیست؟

در موتورهای جستجو عکس هایی قرار دارد که حکایت از واژه های دیگری دارد و ظاهرا این بازیکن همسری ایرانی دارد و نام فرزندان خود را روی دو دست خود به فارسی خالکوبی کرده و به اشتباه "مارفتیم" خوانده می شود. در حالیکه رو دست چپ سیمائو نوشته "مارتیم"  که اسم پسر و روی دست راستش هم نوشته "مریانه" که اسم دخترش است!

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 14:6  توسط س.ا.د  | 

عكس بني صدر هنگام فرار

حبيب و رشيد پور در تهران ارديبهشت ۸۹

كامران نجف زاده خبرنگار ۲۰:۳۰ در دهه ۷۰

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 13:26  توسط س.ا.د  | 

قوانين عجيب در جهان

1. جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.

2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.

4. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.

5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.

6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.

7. در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.

8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک مردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.

9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از
خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.

10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.

11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.

12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلیت سریال ممنوع بود.

13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.

14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.

15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.

16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.

17. در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد، اعدام می شد.

18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.

19. در 24 ایالت آمریکا ضعف حنسی عامل اصلی طلاق است.

20. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.

21. در انگلستان، سر لاشه هر نهنگی که پیدا شود متعلق به پادشاه اشت و دم آن متعلق به ملکه.

22. در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.

23. در ویکتوریای استرالیا پوشیدن شلوارک های صورتی تحریک آمیز در غروب های شنبه ممنوع است.

24. در ویکتوریای استرالیا، تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق را دارند.

25. در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوی عکس ملکه، نشانگر خیانت و پیمان شکنی با سلطنت است.

26. در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعی را دارند.

27. در واشنگتون، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.

28. در منطقه کنورسویل ویسکانسین آمریکا، مردان در هنگام اوج لذت شهوانی (ارگاسم) همسرانشان حق تیراندازی ندارند.

29. در اوهایو آمریکا, ماهیگیری در زمان مستی ممنوع است.

30. در اندونزی مجازات استمنا, مرگ است.
31. در بخش اروکای ایالت نوادا، بوسیدن زنان توسط مردان سبیلو ممنوع است.

32. در میامی آمریکا، تقلید کردن رفتار جانواران ممنوع است.

33. در لوای آمریکا، بوسیدن بیش از 5 دقیقه مجاز نیست.

34. زمانی در کشور سوئیس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب می آمد.

35. در روآتای ایتالیا، عبور افراد غیر مسیحی از 20 متری کلیسا ممنوع است. اما عبور بزرگراهی از فاصله 15 متری کلیسای آن منطقه موجب دردسر پلیس شده بود، زیرا امکان توقف حودرو ها در آن منطقه بزرگران برای چک کردن مسیحی بودن یا نبودن شان وجود نداشت.
36. در سوئیس داشتن یک پناهگاه برای شهروند الزامی است.

37. در منطقه هستینگ نبراسکا, قانون می گوید هتلداران باید پیراهن سفید تمیز برای خواب به هر یک از مهمانان بدهند. هیچ زوجی هم حق ندارد تا قبل پوشیدن این لباس ها رابطه جنسی داشته باشد.



39. در لینوئیس آمریکا دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 12:3  توسط س.ا.د  | 

13 سال پرواز با مدرك جعلي خلباني !!!!

خلبانی که در سوئد با مدرک جعلی به مدت سیزده سال ، خلبان هواپیماهای مسافربری بود سرانجام دستگیر شد .

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی العربیه ، توماس سل که در خطوط هواپیمایی سوئد به کشورهای مختلف جهان پرواز داشت یک ماه پیش در فرودگاه آمستردام در حالیکه برای پرواز با بوئینگ هفتصد و سی و هفت به مقصد آنکارا آماده می شد ، مسئولان ذیربط سوئدی وی را دستگیر کردند.

اتهام وی نیز مدرک جعلی خلبانی بود .


135549_505.jpg


توماس چهل و یک ساله به مدت ده هزار ساعت ، پرواز بدون مجوز داشته است .

توماس به این کار خود اعتراف کرد ا ما فقط دو هزار و ششصد دلار جریمه و چند سالی نیز از پرواز منع شده است .

توماس گفت " احساس شرم می کنم زیرا دروغ گفتم اما حتی یک بار هم احساس نکردم که جان مسافران را در معرض خطر قرار داده ام ".

توماس به عنوان مهندس نگهداری هواپیما در شرکت ساس کار می کرد.

روزی یکی از همکارانش خواسته بود هدایت هواپیما را به عهده بگیرد به همین سبب به ذهنش خطور کرده بوده بود که به عنوان خلبان در یکی از شرکتهای هواپیمایی کار کند به همین سبب مدرک جعلی سوئدی برای خودش صادر کرده بود .

قضات با درخواستها برای زندانی کردن توماس مخالفت بلکه بر عکس از پرونده خوب کاری وی تمجید نیز کردند

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 8:5  توسط س.ا.د  | 

متخصص زنان و زايمان 18+

معروفترين پزشک متخصص قلب نيويورک فوت کرد و در مجلس ختم باشکوهش
يک ماکت بزرگ قلب در پشت تابوت او قرار داده بودند که در پايان مراسم
همراه با مارش عزا دريچه هاي آن قلب باز شد و تابوت را به درون خود فرو برد
همه از اين ابتکار به اعجاب و تحسين آمدند، ولي يکي از پزشکان در رديف اول
ناگهان شروع کرد به قهقهه و اصلا نميتوانست خودش را کنترل کند. عاقبت کشيس
به او تذکر داد، ولي او گفت پدر روحاني، من مقصودي ندارم، فقط مجسم کردم

اگر من که متخصص زنان و زايمان هستم بميرم اين صحنه چگونه اجرا ميشود
با اين گفته کشيش و تمام مجلس هم بي اختيا ريسه رفتند و جلسه بهم خورد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 8:29  توسط س.ا.د  | 

پاك كردن قير از سطح ماشين

با سلام خدمت دوستان گرامي

امروز قصد دارم يك تجربه ي شخصي جالب و عجيب رو به شما معرفي كنم.

حتما بارها براي شما پيش اومده كه هنگام رانندگي با خودروي شخصي قير به بدنه چسبيده باشد و شما از اين موضوع شديدا ناراحت باشيد

اما يك روش جالب - شخصي و قطعي وجود داره كه امتحانش حيرت شما رو بر مي انگيزه

استفاده از روغن نباتي يا حشره كش هاي اسپري مانند

بله درست ميبينيد

اگر از موارد بالا براي پاك كردن قير از بدنه ي خودرو استفاده كنيد بي شك اين پيشنهاد رو مورد تحسين قرار خواهيد داد

پس اگر امتحان كرديد و جواب گرفتيد حتما يه سري به اين وبلاگ بزنيد و نظرتون رو بگيد

اگر هم دوست داشتيد در سايت ديگه اي درج كنيد منبع رو معرفي كنيد

مرسي از شما

خوش باشيد

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 13:3  توسط س.ا.د  | 

مردي با 86 همسر .......!!!!!!!!!!!!!!!

مرد نیجریایی که 86 همسر و 138 فرزند دارد، بعد از لغو شدن حکم اعدامش، تولد 86 سالگی خود را با خانواده اش جشن گرفت.
ماساپا در سال گذشته به دلیل تعدد زوجات به اعدام با چوبه دار محکوم شده بود. او قصد نداشت هیچکدام از همسرانش را طلاق دهد و فقط با 4 همسرش زندگی کند.

به نوشته روزنامه های محلی، در آن زمان همسران این مرد نسبت به حکم صادره عکس العمل نشان دادند و هر کدام از آنها به دادگاه شکایت کرده و با اظهار اینکه ترجیح می دهند در کنار 85 همسر مرد نیجریایی با شوهرشان زندگی کنند، خواستار عدم جدایی از او شدند.
مرد نیجریایی نیز مرگ را در راه پایداری عشق و وفا نسبت به همسرانش را به جدایی از آنان ترجیح داد، به همین دلیل لقب «بزرگ عاشقان» را گرفته است
.
مرد نیجریایی پس از گذشت مدتی از سوی دادگاه عالی نیجریه عفو شد، بدین ترتیب حکم اعدامش لغو شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 14:1  توسط س.ا.د  | 

اجاره ي بالاشهر - پايين شهر تهران

فرقي نمي کند فقير باشي يا غني. اجاره نشيني امروزه بخشي از زندگي مردم است. بعضي شعارشان اجاره نشيني و خوش نشيني است و عده اي در آرزوي داشتن سرپناهي تا مجبور نباشند هنوز يک سال نشده، اسباب و اثاثيه شان را جمع و خانه ديگري را هر چند کوچک تر براي اجاره پيدا کنند. کافي است يک روز سري به بنگاه هاي شهر بزني تا تفاوت ها را به چشم ببيني. ترجيح مي دهم کارم را از شمال تهران به جنوب شروع کنم از غني ترين ساکنان شهر تا آن هايي که براي ماندن و کار کردن در تهران حاضرند هر رنجي را به جان بخرند. نياوران، فرمانيه، کامرانيه و دربند.

مستاجرهايشان هم با بقيه مناطق تهران فرق مي کنند. چون آن قدر پول دارند که مي توانند با چند ماه اجاره خانه شان خانه اي در حد و اندازه آرزوهاي بسياري از مردم تهران بخرند. وارد يکي از آژانس هاي مسکن مي شوم. تعداد زيادي مشاور و تلفنچي در يک سالن بزرگ دور هم جمع شده اند تا خانه بفروشند و اجاره بدهند. وقتي سراغ خانه اجاره اي را از مشاوران مي گيرم اولين سوالشان اين است: چقدر پول داري؟ با اعتماد به نفس مي گويم ۳۰ ميليون تومان. البته رهن کامل. پسرک مشاور تلخندي تحويلم مي دهد و مي گويد: با اين پولي که شما داري اين اطراف نمي تواني خانه مناسب پيدا کني. تصميم مي گيرم حالا که قسمت نشد با ۳۰ ميليون همسايه شان شوم با چند نفر از مشتري ها صحبت کنم.


آقايي تقريبا ۵۰ ساله همراه همسرش براي رهن و اجاره آمده اند خانه اي حداقل ۱۲۰ متري. مشاور از آن ها هم همين سوال را مي پرسد اما جوابشان با من خيلي متفاوت است: «مشکلي نيست، شما مورد مناسبت را نشان بده» مشکل مالي که رفع مي شود مشاور جوان فايل هايش را يکي يکي بيرون مي آورد. ۳۰ ميليون رهن ۳ ميليون اجاره، ۷۰ ميليون رهن کامل، ۴۰ ميليون رهن ۵/۱ ميليون اجاره و ... سر صحبت را با مرد مستاجر باز مي کنم.


وقتي مي پرسم چطور حاضريد اين مقدار اجاره در ماه پرداخت کنيد در حالي که مي توانيد خانه بخريد، با لبخندي سرد مي گويد: با ۷۰ ميليون که نمي شود در اين مناطق آن هم در برج، خانه خريد. البته پول براي خريد خانه دارم اما ترجيح مي دهم با سرمايه ام در بازار کار کنم، تا اين که آن را براي خريد يک چهار ديواري هزينه کنم. همسرش هم مي گويد: اجاره نشيني و خوش نشيني. اين طوري تنوعش بيشتر است.




هر چقدر به سمت جنوب تهران مي روي از قيمت ها کم اما به شلوغي و ترافيک اضافه مي شود در خيابان کرمان مي شود يک آپارتمان ۶۰ متري را با ۱۰ ميليون تومان اجاره کرد، البته صاحب خانه ها کمتر حاضرند خانه هايشان را رهن کامل بدهند چون به اجاره اش بيشتر احتياج دارند. ۳۰۰ هزار تومان براي اجاره يک آپارتمان ۶۰ - ۵۰ متري. زوج جواني که تازه ازدواج کرده اند دنبال يک آپارتمان کوچک مي گردند. مرد با چهره اي مستاصل آرام به بنگاه دار مي گويد: من با ماهانه ۴۰۰ هزار تومان درآمد نمي توانم ۳۰۰ هزار تومان اجاره بدهم. اگر مي شود با صاحب خانه صحبت کنيد بلکه کمي از اجاره کم کند. وضعيت غربي ترين نقطه تهران هم براي اجاره نشين ها مناسب است.

از ۱۰ تا ۱۵ ميليون تومان رهن به بالا. عمدتا کارمندند و با پرداخت تمام پس اندازشان مي توانند تا يک سال ساکن خانه اي نقلي در اين منطقه شوند. يکي از مشتريان بنگاهي در منطقه شهران مي گويد: محل کارم مرکز شهر است و هر روز مجبورم ۳ ساعت را در ترافيک محل کار تا منزل باشم. اما باز هم کرايه ها در اين مناطق مناسب تر است. امسال مي خواستم خانه اي نزديک محل کارم اجاره کنم ولي بايد براي اجاره يک آپارتمان ۵۰ متري حوالي خيابان کريم خان ۳۵ ميليون تومان پرداخت مي کردم.اما اين جا با تمام مشکلات حداقل مجبور نيستم نيمي از حقوق ماهانه ام را به صاحبخانه بدهم. جداي از تمام اين افراد، هستند کساني که براي کار کردن در تهران و ماندگار شدن در اين شهر مجبورند روزانه فاصله يکي از شهرهاي اطراف تهران را تا مرکز پايتخت طي کنند چرا که حتي قادر نيستند کمترين اجاره را در جنوبي ترين نقطه تهران بپردازند. از کرج، شهرهاي اطراف کرج، رباط کريم و ورامين گرفته تا شهرهاي جديدي مثل پرند و پرديس شهرهايي که به خاطر فاصله زيادشان و نبود وسايل حمل و نقل عمومي سريع مانند مترو زمان زيادي از ساکنانشان تلف مي شود تا بتوانند براي کار روزانه به تهران بيايند. مرتضي به عنوان نيروي خدماتي در يکي از وزارت خانه ها مشغول به کار است و مجبور است هر روز از رباط کريم ۵۰ - ۴۰ کيلومتر راه را تا تهران بيايد. وقتي پاي درد دل هايش مي نشيني خسته از اين همه دوري راه مي گويد: «اصلا نمي توانم از پس کرايه ها در تهران بربيايم. با اين حقوق کم و ۲ تا بچه کوچک نمي توانم حتي فکر اجاره نشيني را در تهران هم داشته باشم ولي در شهرهاي اطراف تهران مي توان با مبلغ خيلي کمي خانه اجاره کرد. همين خانه را هم با ۳ ميليون تومان پول پيش و ماهانه ۳۰ هزار تومان اجاره کرده ام. تنها مشکلم هم دوري راه است».


بين شهرهاي اقماري تهران، کرج و شهرک هاي بين راه تهران و کرج بيشترين تعداد ساکنان را در خود جاي داده اند که هر روز مجبورند براي انجام کار روزانه به تهران بيايند. با اين تفاوت که متروي کرج تهران به عنوان تنها خطي که مسافران شهرک هاي اقماري را به تهران وارد و از آن خارج مي کند مسافران زيادي را روزانه براي انجام کار به تهران مي آورد. به همين خاطر تعداد زيادي ترجيح مي دهند اين شهرک ها را براي زندگي انتخاب کنند. احمد- الف يکي از همين افراد است که کلاک کرج را براي زندگي انتخاب و با ۶ ميليون تومان پول پيش آپارتماني ۷۰ متري اجاره کرده است. احمد که شاغل يکي از ادارات دولتي در خيابان آزادي تهران است مي گويد: با اين که فاصله محل کار تا منزلم طولاني است، با مترو، البته به شرط اين که زير دست و پاي مسافران له نشوم، خيلي سريع به خانه مي رسم. حالا بماند که کلاک حتي از کمترين امکانات رفاهي و خدماتي نيز برخوردار نيست و آن را نمي توان با تهران قياس کرد.
۸ - ۷ کيلومتر پايين تر مرکز شهر است. ميدان هفت تير، خانمي براي رهن کامل خانه به بنگاه آمده است و چون ۲ فرزند بزرگ دارد مي خواهد خانه اش حتما ۳ خوابه باشد بنگاه دار آپارتماني ۱۶۰ متري را پيشنهاد مي دهد با ۴۰ ميليون رهن کامل، البته با پارکينگ و انباري. وقتي از صحبت هاي خانم متوجه مي شوم که کارمند است و ماهانه ۳۵۰ هزار تومان درآمد دارد، مي پرسم با اين درآمد چطور مي توانيد ۴۰ ميليون تومان براي رهن خانه بپردازيد، ۴۰ ميليون تومان رهن يعني يک ميليون و ۲۰۰ هزار تومان اجاره در ماه.در پاسخم مي گويد: اولا با اين پول نمي توانم خانه ۱۶۰ متري بخرم و چون ۲ فرزند بزرگ دارم مجبورم خانه ۳ خوابه اجاره کنم. ثانيا اين مبلغ را براي رهن خانه کنار گذاشته ام و با درآمد ماهانه ام گذران زندگي مي کنم. بعد هم ما سال هاست در اين منطقه زندگي مي کنيم و به اين محله عادت کرده ايم. از اين جا به همه جاي تهران دسترسي داريم. به همين خاطر اصلا حاضر نيستم به خاطر چند ميليون پول پيش کمتر از اين محله نقل مکان کنم و يا خانه کوچک تري بگيرم.

بعد از شنيدن حرف هاي مستاجران تهراني اجاره نشيني و خوش نشيني برخي افراد و حرف هاي بعضي مستاجران که آرزو دارند روزي صاحب خانه اي کوچک حتي در جنوبي ترين نقطه تهران شوند تا از شر اسباب کشي هاي سالانه رها شوند برايم به خوبي قابل درک است اين که بعضي با وجود داشتن تمول حاضر نيستند پول و سرمايه شان را براي خريد خانه هزينه کنند و برخي از شدت فقر حاضرند روزي ۱۰۰ کيلومتر راه را براي رسيدن به محل کار طي کنند
.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 11:29  توسط س.ا.د  | 

مرغي كه بدون سر 18 ماه زندگي كرد...؟؟؟؟؟!!!!!

این تصویر مرغی که می‌بینید سر ندارد نه سر کاری است، نه چیستان است و نه کار فتوشاپ است. قضیه از این قرار است که ...


این تصویر مرغی که می بینید سر ندارد نه سر کاری است، نه چیستان است و نه کار فتوشاپ است. قضیه از این قرار است که مایک خروسی است که ابتدا قرار بوده کشته و خورده شود اما فردای روزی که سرش را قطع می کنند، او را زنده پیدا می‌کنند! به همین دلیل صاحب آن تصمیم می‌گیرد آنرا نکشد! مایک بدون سر زندگی جدید خود را شروع می کند و کلی مشهور می شود. صاحب سابقا بی رحم آن هم برای آب و غذا دادن به او از قطره چکان استفاده می‌کند.

 
دلیل علمی اش هم این بود که قسمتی از مغز او هنوز سر جایش قرار داشت به همین دلیل می توانست اعمال حیاتی را را انجام دهد. خونریزی مایک به خاطر اینکه رگ اصلی گردنش قطع نشده و به دلیل خشک شدن محل قطع شدگی، متوقف شده است. البته مایک زنده نمانده، چون بعد از 18 ماه زندگی یک شب دچار حالت خفگی می‌شود و قبل از اینکه صاحبش راه گلویش را باز کند، می میرد.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 15:41  توسط س.ا.د  | 

نيم ميليون دلار براي كارمند بيكار

یک شرکت آمریکایی در نیوجرسی از 5 سال قبل نزدیک به نیم میلیون دلار حقوق به فردی داد که در آنجا کار نمی‌کرد...



شرکت ارتیاطات آمریکا سالانه بیش از 100 هزار دلار حقوق به آنتونی آرماتیس 35 ساله پرداخته است.
این فرد قرار بود در سال 2002 را با حقوقی سالانه بیش از 100 هزار دلار در این شرکت مشغول به کار شود، اما او در لحظات آخر تصمیم گرفت که در آنجا کار نکند، درحالیکه بخش حسابداری ماهانه به این کارمند حقوق می‌داد.
این کارمند بیشتر حقوق دریافتی از این شرکت را خرج کرده و مقداری از آن را به حساب شخصی اش واریز کرده بود تا در زمان بازنشستگی از آن استفاده کند. او اخیراً در زمان برداشت پول از حسابش بازداشت شد. این مرد به 6 سال زندان محکوم شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 15:36  توسط س.ا.د  | 

خلق اثر هنري با مگس هاي مرده

خلق هنر با عکاسی از چند مگس مرده !

یک عکاس سوئدی با جمع‌آوری لاشه مگس‌های مرده از کنار پنجره‌ ولامپ‌های خانه خودو با کمک خلاقیت و هنر خود و مداد طراحی‌اش زندگی تازه‌ای به آنها بخشیده و به نوعی سیرک حشرات مرده به راه انداخته است.
ماگنس ماهر ۴۰ ساله می‌گوید: سالها پیش این ایده در یک میهمانی به ذهن من خطور کرد.
در آن مهمانی من خسته شدم و برای قدم زدن به بیرون آمدم و یک حشره مرده بر روی زمین پیدا کردم و بلافاصله این ایده به ذهن من خطور پیدا کرد.
وی در ادامه می‌افزاید: من این حشره‌ها را در خانه بر روی یک کاغذ سفید و در وضعیت‌های مختلفی گذاشتم و با مداد خودم محیط پیرامون آنها و دست و پای آنها را ترسیم کردم و بعد ازآنها عکس گرفتم.
این عکاس اهل شهر کارلسکوگا از این حشره‌ها در حالت‌ها مختلفی مانند خوردن و خوابیدن حمام آفتاب گرفتن، شنا کردن و حتی شیرجه زدن و یا رقصیدن عکس گرفته است.
وی همچنین تاکید می‌کند که وی برای این کار هیچ کدام از این حشره‌ها را نکشته و یا از آنها سوءاستفاده نکرده است.
این عکاس سوئدی عکس‌های خود از این حشرات مرده را به قیمت هر نسخه ۳۵ یورو به فروش گذاشته و برنامه تهیه یک مجموعه ۲۵ عکسی از این حشرات را دارد.

http://redlink1.com/mydocs/images/01gfg.jpg
http://redlink1.com/mydocs/images/03mvm.jpg
http://redlink1.com/mydocs/images/04vov.jpg
http://redlink1.com/mydocs/images/05.jpg
http://redlink1.com/mydocs/images/06.jpg
http://redlink1.com/mydocs/images/07.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 8:35  توسط س.ا.د  | 

خواندني 1389

اولین طلاق پس از حادثه 11 سپتامبر مربوط می شه به مردی که محل کارش طبقه 103 برج تجارت جهانی بوده، ولی در روز حادثه به جای اینکه سر کارش باشه، خونه دوست دخترش خواب بوده! تلویزیون رو هم ندیده بوده که بدونه چه خبره! خانمش زنگ می زنه. آقا گوشی رو بر می داره. خانمش می پرسه عزیزم حالت خوبه؟ کجایی؟ آقا جواب می ده: سر کارم هستم تو دفترم !!!

----------------------------------

قيمت امير تيمور!!

امیر تیمور در حمام بود. به دلاک گفت:«پسر ! من به چند می ارزم؟» دلاک رند جواب داد:« قربان 10 دینار»

امیر گفت: « نادان بی شعور تنها این لنگ که من به کمر بسته ام 10 دینار می ارزد.»

دلاک جواب داد: « قربان با لنگ حساب کردم.»

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 7:7  توسط س.ا.د  | 

مطالب قدیمی‌تر